تصميم بر عليه اسلام و بر هَدْم قرآن و نابود كردن نبوت محمد و ريشه كن كردن ولايت على از دو جبههء قواى خارجى و لشكر و مال بيت المال ، و قواى داخلى از جَعْل و تزوير روايات و اخبار از لسان رسول الله بوده است . معاويه در هر دو جبهه مظفَّر آمد . تمام قواى اسلام را زير نگين خود گرفت و پايتخت معنوى و روحانى ملكوتى رسول اكرم را از مدينهء منوّره به شام طاغوت و استبداد و كِذْب و دَغَل انتقال داد ، و هم ضربهء سهمگين بر كمر پيغمبر زد آنچنان ضربهاى كه ديگر قابل معالجه و التيام نبود ، و همهء جهان را از چين تا اندلس فرا گرفت و تا قيام قائم آل محمد با قدرت و شوكت نَكْرائى و نفاق و حيله و سياست دوروئى كه همه جانبه و همه جائى گرديد روزنه اميدى مشهود نگرديد و هم شمشيرى معنوى بر فرق على زد كه آن دعوت و آن مُدَّعا و آن نهج و منهاج را در ميان دولتها و حكومتها و اجتماعات در خاك اضمحلال مدفون ساخت تا رفته رفته ريشه و بنيادش هم در بطن زمين و درون خاك بپوسد و متلاشى گردد .
خود در شام هم از جهت شوكت و ابَّهَت و هم از جهت تزوير و خداعت ، و هم از جهت تبديل روح ولايت و نبوَّت به طاغوتيَّت و جَبَّاريَّت جاهليَّت ، رأس و رئيس گرديد و نام محمد را از سر زبانها برداشت و بر خدا و رسول و على و اهل البيت و وحى و معاد و رستاخيز و عدل و حساب و كتاب و قرآن و سنَّت پوزخند زد . و اين مراد و مقصود وى بود .
معاويه با اين افعال قبيحه در مدَّت چهل سال حكومت خود در شام براى اين هدف از حركت ننشست ، و خواب راحت ننمود ، و در برابر اين جنايات ظاهريّه و باطنيّه ، آشكارا و پنهان ، نه تنها خود را شرمنده و گنهكار نديد ، بلكه پيغمبر و أمير المؤمنين و قرآن را مجرم و خيانتكار مىنگريست كه در برابر فرعونيَّت خود و تار و تبارش قيام كردهاند ، و رياست آنان را از مكّه و عربستان برانداختهاند .
اينجاست كه عالم بيدار و مطَّلع : شيخ محمود ابوريَّه پس از بيان جريان مفصّل حرب جَمَل و صفِّين و برانگيختن تمام قوا و امكانات را بر عليه على بن أبى طالب
امام شناسى (فارسى) — صفحة 346
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٤٦