نمايند . « 1 »
أبوريَّه مطلب را همين طور ادامه مىدهد تا مىرسد به كيفيّت خوراك و اكل ابوهريره در دستگاه معاويه . و مىگويد : شَيْخُ الْمَضِيرَة : ابوهريره ملقّب به شيخ المضيرة بوده است . و اين نوع حلوا كه مَضِيرَهاش گويند از عنايات علماء و كتَّاب و شعراء به مقاماتى نائل شده است كه أمثال آن از ساير اقسام حلويّات بدان نائل نگرديده است ، و پيوسته ايشان با مَضِيرَه تَفَكُّهات و تفنُّنات و فكاهيّاتى در طول تاريخ داشتهاند و در قرون طويله ازآنجهت به ابوهريره غمزه و طعنه مىزدهاند . و اينك ما براى تو بعضى از آنچه را كه دربارهء حلواى مضيره ذكر نمودهاند بيان مىنمائيم :
ثَعَالِبى در كتاب خود « ثِمَارُ الْقُلُوبِ فِى الْمُضَافِ وَ الْمَنْسُوبِ » اين طور آورده است :
شيخ المَضيرة : ابوهريره رضى الله عنه با وجود فضلش و اختصاصش به پيمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم مردى مَزّاح و أكول بوده است . مروان حكم وى را به جاى خود در مدينه جانشين مىنمود . او خرى سوار مىشد و پالانش را محكم مىبست و به هر كس مىرسيد مىگفت : الطّرِيقَ الطَّرِيقَ ! قَدْ جَاءَ الامِيرُ . . . .
« راه بدهيد ! راه بدهيد كه الآن امير آمد ! »
و او ادّعاى علم طبّ مىنمود . . . . و پس از آنكه ثعالبى مقدارى از طب او را بيان كرده است و همهاش غذا و طعام مىباشد كه شفا بخش امعاء است ، و مداواى پرخورى شكم را مىنموده است ، گفته است : مَضِيرَه براى وى جِدّاً شگفت انگيز بود ، ازاينرو با معاويه غذا مىخورد ، و چون وقت نماز مىرسيد پشت سر على رضى الله عنه نماز مىگزارد . و چون از علّتش سؤال نمودند ، گفت :
مَضِيرَةُ مُعَاوِيَةَ أدْسَمُ وَ أطْيَبُ ، وَ الصَّلَاةُ خَلْفَ عَلِىٍّ أفْضَلُ .
هامش
( 1 ) پاورقى ص 182 از « أضواء » ، طبع سوم .