در امور انبياء و اقوامشان ، و در امور فِتَن و ساعت قيامت و آخرت وجود داشته باشد مگر آنكه اين دو تن در آنها ضرب المثل فى كُلِّ وَادٍ أثَرٌ مِنْ ثَعْلَبَة « در هر زمين و در هر وادى اثرى از ثعلبه وجود دارد » بودهاند .
صحابه در تشخيص افراد معصوم نبودهاند
و تو را به وحشت نيفكند انخداع و گول خوردن بعضى از صحابه و تابعين به آنچه كه از اين دو نفر و غير اين دو نفر انتشار دادهاند از اين اخبارى كه مشهود مىباشد . به سبب آنكه تصديق شخص كاذب امرى است كه احدى از افراد بشر از آن مصون نمىباشد و نه معصومان از پيمبران . زيرا عصمت تعلّق دارد به تبليغ رسالت و عمل به آن .
پيامبران عصمت دارند از كذب و خطا در تبليغ ، و از بجا آوردن آنچه كه با شريعتى كه آوردهاند منافات دارد . زيرا اين كذب و خطا منافات با مقتدا بودنشان دارد و به اقامهء حجّتشان خَلَل مىرساند . و اما اگر پيغمبر شخص كاذبى را تصديق كند در آنچه متعلّق به او و به عمل او و يا به مصلحت امَّت بوده باشد اشكالى ندارد ، به جهت آنكه خداوند آن را براى او روشن مىسازد . و از اين قبيل است آن واقعهاى كه از بعضى زنان پيغمبر اتّفاق افتاد و در اوَّل سورهء تحريم واقع شد . و از آنجا كه در قول خداوند است :
قالَتْ : مَنْ أَنْبَأَكَ هذا قالَ نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ
« 1 » فهميده مىشود كه رسول خدا كيد آنان را با ملكهء عصمت ندانسته است ، بلكه با وَحْى خداى تعالى پس از وقوعش دانسته است .
و از اين قبيل است قول خداوند متعال در آنجا كه بعضى از منافقين به هنگام خروج با او صلّى الله عليه و آله و سلّم دروغ گفتند ، وقتى كه آن حضرت عازم بر حركت به سوى تبوك بود :
عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ تَعْلَمَ الْكاذِبِينَ
« 2 » . . .
هامش
( 1 ) آيه 3 ، از سورهء 66 : تحريم : « آن زن گفت : چه كسى به تو اين خبر را داده است ؟ ! رسول خدا گفت : خداوند عليم خبير مرا خبر داده است . »
( 2 ) آيه 43 از سورهء 9 : توبه : « خداوند تو را عفو نمود ! چرا به ايشان اذن دادى ، تا زمانى كه روشن بشود براى تو كسانى كه راست گفتهاند و كسانى كه دروغ گفتهاند ! »