كه او از أوعيهء علم بوده است چنين گفته است : « 1 »
ثبوت علم بسيار اقتضاى نفى كذب را نمىكند . جُلِّ علوم كعب كه در نزد عامّه وجود دارد چيزهائى است كه از تورات روايت كرده است براى آنكه مورد قبول واقع گردد ، و غير مرويّات او از تورات ، از كتب قوم اوست كه آنها را نيز نسبت به تورات داده است تا مورد قبول واقع گردد . و شكّى نيست كه وى از باهوشترين و زيركترين علماء يهود بوده است پيش از آنكه اسلام بياورد ، و از قدرتمندترين آنان در غشِّ بر مسلمين به روايتش بعد از اسلام آوردنش .
و دربارهء او گفته است : وى از زنادقهء يهود بوده است كه اظهار اسلام و عبادت نمودند تا گفتارشان در دين مقبول قرار گيرد . و دسائس او به طورى رواج يافت تا اينكه بعضى از صحابه بدان گول خوردند و از او روايت كردند ، و شروع كردند كلامش را بدون اسناد به او براى همديگر نقل كردن ، حتى اينكه بعضى از تابعين و بعد از آنها پنداشتند كه آنها از چيزهائى است كه از پيغمبر شنيدهاند .
و بعضى از مؤلِّفين كلامش را داخل در احاديث موقوفه كردند كه حكم حديث مرفوع را دارد به طورى كه آن را ابن كثير در مواضعى از تفسيرش ذكر كرده است « 2 »
و از وى نيز گفته است : كعب الاحبار كوه آتش فشان خرافات بوده است . من به كذب او يقين دارم ، بلكه به اصل ايمانش وثوق ندارم . « 3 »
و دربارهء كعب و وهب جميعاً گفته است : « 4 »
تحقيقاً شرانگيزترين راويان اين اسرائيليّات ، و يا شديدترين گول زننده و حيلهورزترين آنها براى مسلمين اين دو نفر مىباشند . بنابراين تو نخواهى يافت خرافاتى را كه در كتب تفسير و تاريخ اسلامى در امور آفرينش و خلقت و تكوين ، و
هامش
( 1 ) ص 541 و ما بعد آن از شمارهء 27 مجلّهء المنار .
( 2 ) ص 752 ج 27 مجلّهء المنار .
( 3 ) ص 697 ج 27 المنار .
( 4 ) ص 783 ج 27 المنار .