تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
« در ميان شهرهاى خدا شام برگزيده و منتخب است ، به سوى آن است كه خداوند برگزيده و انتخاب‌شدهء از بندگان خود را بر مىچيند و سوا مىكند ، كسى كه از شام به سوى غير آن برود به واسطهء غضب خدا بوده است ، و كسى كه داخل در شام گردد به واسطهء رحمت خدا بوده است . آفرين بر شام ! چرا كه خداوند رحمن رحمتش را بر آن گسترده است . البته خداوند از شهرى كه در شام است و به آن حِمْص گويند ، در روز قيامت هفتاد هزار نفر را مبعوث مىكند كه بدون حساب و بدون عذاب به بهشت مىروند . ايشان را خداوند در فيما بين زيتون و حائط مبعوث مىكند . . . تا آخر روايت . » و البتّه اين شهر حِمْص بايد داراى چنين موقعيّتى عظيم بوده باشد حتّى در آخرت ، به حدّى كه هيچ شهر ديگر به پايهء آن نرسد حتّى شهر پيغمبر ( مدينة النَّبى ) . . . ! به علت آنكه اين كاهن يهودى ، آن كس كه شيوخ مسلمين او را از بزرگان و أعاظم تابعين محسوب مىنمايند ، آنجا را مقام و مسكن خود قرار داده است ، و اين شهر پس از موت وى استخوانهاى پوسيدهء او را در خود جاى داده است . و ما ديگر در اينجا به ذكر اخبار دگرى كه نزد ما وجود دارد اطالهء كلام نمىدهيم چون همين مقدار كه آورديم كفايت مىكند . ابوريَّه در اينجا پس از آنكه از كعب و اسرائيليّات وى ، انتقاداتى را به تفصيل از ابن تيميّه ، و ابن كثير و ابن خلدون ذكر مىكند مىرسد به اينجا كه مىگويد : و ما در اين عصر خودمان بلكه در أعصار اخيره نيافتيم كسى را مثل فقيه محدث سيد محمّد رشيد رضا رحمه الله كه از زيركى و دهاء و مكر كعب و وهب و كيدشان تفطّن نمايد . و من نقل مىكنم در اينجا بعضى از آنچه را كه وى در خصوص كعب ، و دربارهء او و رفيقش وهب به طور عموم گفته است . دربارهء كعب در ردِّ توصيفى كه از او كرده‌اند