. شام انتقال مىيابد تحقيقاً تنها به خاطر امرى بوده است كه ايشان در نفوسشان پنهان مىداشتند و در سر و در دل مىپرورانيدهاند .
اينك بيان مىكنيم : شام فى حدّ نفسه آن قدر قابل ذكر به عظمت و ثناء بر آن نبوده است ، و بدين مقام و منزلت نائل نگرديد مگر به واسطهء قيام دولت بنى اميَّه در آن ؛ همان دولتى كه حكم و ولايت و امارت را از خلافت عادله به پادشاهى و سلطنت گزنده و درنده قلب نمود ، همان دولتى كه در تحت كنف آن و در ايَّام و صر و عهد آن ، فرقههاى مختلف اسلامى نشأت يافت ، آن فرقههائى كه بازوى دولت اسلام را خُرد نمودند و آن را پاره پاره كردند ، و جعل و وضع احاديث در آن سارى و جارى گشت .
بناءً على هذا بسيار بجا و به موقع بود براى كهنهء يهود كه اين فرصت را مغتنم شمرند و منتهز اين مجال باشند و در آتش فتنه دم بدم بدمند و آن را با سپاهيان اكاذيب و لشگريان كيد و مكرشان مدد نمايند .
و از جملهء آن اكاذيب اين بود كه در مدح شام و اهل شام مبالغه كردند و گفتند و نشر دادند كه : خيرات ، تمام خيرات در شام است ، و شرور ، تمام شرور در غير شام .
و علاوه بر آنچه گفته شد ، در پيرو آنچه كه اين جماعت كهنهء يهود نشر دادند مبنى بر اينكه مُلْك و حكومت پيغمبر به زودى در شام مستقر مىگردد ، و اينكه معاويه پنداشته است كه رسول اكرم به دو گفته است : وى خلافت را بعد از او متولِّى خواهد شد ، و از او طلب كرده است تا ارض مقدَّسه را كه در آنجا ابدال وجود دارند انتخاب و اختيار نمايد ، براى ما در اينجا مطلب دگرى از جانب دگرى از مكر و زيركى اين يهودى براى مسلمين و دينشان و ملكشان كشف مىگردد ، و آن اين است كه :
ايشان به آنچه گفتهاند و ما سابقاً آن را ذكر كردهايم اكتفا ننمودهاند ، بلكه بر آن نيز بيفزودند كه : تا زمان نزول عيسى كه دربارهاش گفتهاند در شام خواهد بود پيوسته و به طور مستمر طائفهاى كه با حق ظهور و بروز دارند در شام قرار دارند . . . .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 332
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٣٢