تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
ساكت شد .

جانبدارى ابن خلدون از سلطنت معاويه

ابن خلدون مطلب را ادامه مىدهد تا اينكه مىگويد : و چون حالت باديه‌نشينى و ساده زيستى آن قوم كم كم خاتمه يافت و همانطور كه گفتيم : طبيعت مملكت دارى كه از مقتضيات عصبيّت است پديدار گرديد و قهر و غلبه رواج پيدا نمود ، مملكت دارى آنان هم در حكم رفاه و آسايش مالى و افزايش قدرت قرار گرفت . بدين معنى كه : اين غلبه و جهانگيرى را در راه باطل به كار نبردند و از مقاصد ديانت و اصول مذهب حق و حقيقت قدمى فراتر نگذاردند . و هنگامى كه ميان على و معاويه اختلاف و فتنه در گرفت كه بر طبق عصبيّت پديدار گرديده بود ، منهاج و رويّهء آنان راجع به اين امور نيز متّكى بر اصول حق و اجتهاد بوده است . و جنگ و كارزارى كه با همدگر آغاز كرده بودند براى مقصود و غرض دنيوى يا انتخاب راهى باطل يا ابراز كينه‌ورزى نبود ، چنان كه ممكن است كسى به غلط چنين توهّمى كند و شخص ملحدى هم بدان گرايش نمايد . « 1 »
هامش
( 1 ) شيخ محمّد جواد مغنيّه در كتاب « الشيعة فى الميزان » ص 285 و ص 286 مطلبى را از دكتر طه حسين نقل مىكند كه انصافاً دلالت بر انصاف و تحقيق دكتر در بحث مىباشد و چون از نظر فكر و رأى ، درست در برابر فكر و رأى ابن خلدون قرار گرفته است جالب است كه ما آن را در اينجا نقل كنيم : وى مىگويد : دكتور در مجلّد دوم از كتاب كبيرش : « الفتنة الكبرى » چنين آورده است - موضوع بحث در اين مجلّد على و پسرانش مىباشد كه به خلافت على ابتدا و به مقتل حسين خاتمه مىيابد - : جميع آنچه كه رسول خدا و اصحاب او در مدح على گفته‌اند ، و اين كه اهليّت براى اين فضائل و بيش از آن را داشته است و وى علىرغم خطرات و مشكلات و محنت‌هائى كه متوالياً از هر جانب به سوى او روى مىآورد بر طبق صراط حق تمشيت امور را مىداد و ابداً از آن راه ، انحراف نمىجست گرچه عاقبتش هر چه بوده باشد ، اما دشمنان امام عليه السلام همچون عائشه ، و معاويه ، و ابن عاص ، و طلحه ، و زبير ، و غيرهم با او به منازعه و معارضه و مخاصمه برخاستند براى آنكه امر ولايت را از وى منصرف كنند و به أهواء و اغراض خودشان منعطف سازند و اين حقيقتى است كه دكتر آن را با ذكر وقايع و ارقام به ثبوت رسانيده است . و ما براى تو بر اسلوب او در اثبات حقايق يك مثال مىآوريم : او مىگويد : « ممكن است گفته شود : معاويه براى مردم اجتهاد نموده است ، به خطا رفته است و يا به صواب . اما وى كارزار با