أبورَيَّه در كتاب ارزشمند ديگرش راجع به اين موضوع و مطالبى كه حديث بر سر آن دَوَران دارد چنين مىگويد : آن كس كه اراده دارد تاريخ اسلام را بر محور حقّ و واقعيّت تدريس كند بر او حتم و واجب است كه احاطهء علمى داشته باشد به جرياناتى كه عموماً قبل از اسلام و خصوصاً فيما بين بنى هاشم و بنى اميّه در جاهليّت و سپس در اسلام به وقوع پيوسته است ، « 1 » و به آنچه از عصر عثمان ميان صحابه واقع گرديده است ، و به جنگهائى كه ميان على عليه السلام و ميان معاويه واقع شده است ، در حالى كه لشگريان آن دو اكثراً از صحابه بودهاند . و به آنچه پس از اين ميان امويّين و عباسيّين اتّفاق افتاد ، و همچنين به آنچه كه بين پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم و بين يهود جارى شد ، و به آنچه كه اهل اديان و امَّتهاى ديگر از شَنَآن و بغض نسبت به اسلام در دل خود مكتوم مىداشتهاند .
حقّاً واجب است بر يكايك افرادى كه مىخواهند بر تاريخ صحيح اسلام واقف باشند آنكه به جميع اين امور و وقايع احاطهء علمى پيدا كنند تا در پيش و در برابرشان آفاق بعيدهاى كه از آن نور قوى كه انسان را هدايت به تحليل حوادث به صدق و درستى كند ، منكشف گردد تا وقايع و جريان امور را با علّتهاى صحيحه و تعليل واقع بينانه بنگرند .
زيرا تمام اين امور بدون شك تأثير شديدى در تكوّن تاريخ اسلامى و در دسيسههائى كه به واسطهء أساطير در تفسير قرآن به كار گرفته شده است ، و در آن أحاديثى كه از روى كذب و دروغ به پيغمبر نسبت دادهاند داشته است .
تاريخ به تو اطّلاع مىدهد كه رسول اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم به رفيق أعلى انتقال نيافت مگر اينكه بنى اميّه آن غيظ و غضبى را كه نسبت به بنى هاشم داشتند و در حين اسلام آن را به غِطاء اسلام مستور مىداشتند اظهار نمودند ، و در صدد إغراء بنى هاشم در
هامش
( 1 ) به كتاب « النّزاع و التّخاصم بين بنى اميّة و بنى هاشم » كه از مقريزى مىباشد ، و به كتاب ما : « شيخ المضيرة » مراجعه كن تا كيفيّت قيام دولت بنى اميّه را بشناسى !