بودند و پس از آن تا جائى كه مكر و كيدشان راه مىداد و هواى نفسشان رهبرى مىنمود إسْرائيليّات ، و مسيحيّات ، و اكاذيبى را در دين جديد عرب القاء كردند - چنان كه تو را بر آن مطلع كرديم - . و از اينجا و از ناحيهء أسباب كثيرهاى كه ما قبلًا برشمرديم وضع در روايت و كذب در خبر در ميان مردم فاش شد و همچون سيل ، روايات جعليّه از رسول الله سرازير گرديد به طورى كه ابن عباس مىگويد : مردم در اين حال سوار هر شتر رام و هر شتر سركشى شدند : رَكِبَ النَّاسُ فِى ذَلِكَ الصَّعْبَةَ وَ الذَّلُولَ . « 1 »
يعنى به هر روايت راست و دروغى برخورد كردند ، و هر سخن حقّ و باطلى را با نسبت به پيامبر شنيدند .
شيخ محمد عَبْدُه جعل روايات را بالاخصّ در دولت امويّين عظيمترين مصيبت واردهء در اسلام مىداند .
أبو رَيَّه در تحت عنوان أعْظَمُ مَا رُزِىَ بِهِ الإسْلامُ مىگويد : قال الاستاد الامام محمد عبده :
بر عالَم اسلام مصيبتى عظيمتر از آنچه كه منتسبين به اسلام بدعت گذاردند و از آنچه كه غُلات از افترائاتشان بر اسلام پديد آوردند ، رخ نداده است . زيرا اينها موجب كشاندن فساد بر عقول مسلمين مىشد ، و موجب سوء ظنّ غير مسلمين به آنچه كه دين بر آن بنا شده است مىگرديد . كذب و دروغ بر دين محمدى در قرون اوَّلين به طور فراوان ظهور و بروز پيدا كرد حتّى كذب و جعل اخبار از زبان رسول الله در عهد صحابه - رضى الله عنهم - شناخته شد ، بلكه كذب بر پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم در زمان حياتش نيز معروف شد . . .
مگر آنكه بليّهء عامّه به أكاذيب در دولت امويّين بر مردم ثابت و محقّق گرديد . و
هامش
( 1 ) « أضواءٌ على السّنّة المحمّديّة أو دفاع عن الحديث » ، طبع سوم دار المعارف مصر ، ص 269 تا ص 271 .