تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
آيد تا آن قدرت را براى خود بازگردانند و بتوانند آن مجد و عظمت از دست رفته را إعاده دهند ، و نفوذ كم رنگ و بى مقدار را استرداد كنند . اين بود تا هنگامى كه رسول خدا به رفيق أعلى پيوست ، آنان براى شعله ور ساختن آتش فتنه بشتافتند تا آن امارت و رياست را به طور نهال و جوانه باز براى خود عودت دهند و لكن اميدشان قطع و مكرشان به خودشان بازگشت . زيرا ابو بكر و عمر و على نگذاشتند براى آنان كوچك‌ترين منفذى باز شود « 1 » تا اينكه عمر به واسطهء هيئت موامره و مشاورهء غير صحيحى كشته شد « 2 » در اينجا نفاق را دور افكندند و بدون پرده براى مقاصد خود در سعى افتادند ، و از هر طريق ممكن براى اقامهء دولتى از ميان خودشان استفاده نموده آن را به كار بستند تا اينكه بعد از انتظار طويلشان ، نيّت و عزمشان با استخلاف عثمان بعد از عُمَر در شروط و ظروفى كه اينك مجال تفصيلش نمىباشد تحقّق يافت . عثمان ، اموى بود و از خودشان بود ، در اين صورت مدّتى قليل نگذشت كه بنى اميَّه و بنى أبى مُعَيْط را بر گردنهاى مسلمين سوار كرد ، و با وصيّت عمر مخالفت نمود . « 3 »
هامش
( 1 ) جاى پاى بنى اميه را در خلافت ، عمر براى آنان باز كرد : زيرا عمر بود كه معاويه را در زمان خلافت خود والى شام كرد . ( « تاريخ يعقوبى » ج 2 ، ص 150 ) ( 2 ) شيخ محمود أبوريّه به طور قطع و يقين حكم مىكند كه كشته شدن عمر با توطئه و موامره و مشاورهء كعب الاحبار يهودى بوده است . وى در كتاب « أضواءٌ على السّنّة المحمديّة » طبع سوم از ص 150 تا ص 155 بحث كافى دارد در اين كه اسلام كعب ، اسلام خدعه‌اى بوده است . و پس از بحث در كيفيّت غلبهء بنى اسرائيل و احبار يهود : همچون عبد الله بن سلام و وهب بن منبّه اسرائيلى و كعب الاحبار و بيان مراودات كعب با عمر ، با بيان شواهد و ادلّه‌اى اثبات مىكند كه او در قتل عمر شريك بوده است و مشورت و أمريّهء او به هرمزان و ابولؤلؤ موجب اين واقعه گشت . و در پايان مطلب مىگويد : و از كسانى كه در قضيّهء قتل شركت داشتند و اثر عظيمى در تدبير و كيفيّت و وقت قتل و ساير امور داشتند كعب الاحبار بوده است . و هذا أمرٌ لا يمترى فيه أحَدٌ إلَّا الجُهَلاءُ . « و اين امرى است كه كسى در آن شكّ نمىكند مگر نادانان . » ( 3 ) « شيخ المضيرة ابو هريرة » طبع دوم ص 140 تا 142 .