عليه رسول خدا ، و از جمله كسانى بود كه اجماع كردند و هم پيمان شدند بر مُنابَذهء حضرت و بيرون كردن او و ترك معامله و مراودهء با او ، و از آنان بود كه در دَارُ النَّدْوَة حضور يافتند تا در امر قتل پيغمبر مشورت نمايند ، و هم سوگند شدند بر كشتن رسول خدا همانطور كه مِقريزى قبلًا ذكر كرده است .
و سپس از آنان بود كه بر محاربهء با رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم در غزوهء « 1 » بدر به عنوان رأس و پيشوا لشگريانش را تحريض و ترغيب بر قتال مىنمود . و در اين غزوه كشته شدند از روسا و بزرگان قريش ، از آنان است وليد بن عَقَبَه دائى معاويه و پدر هند .
بعد از اين غزوه كه ابوسفيان از آن نجات يافت ، بدون منازع و مزاحمى سيّد و سالار مكّه و رهبر قريش در جنگها و صلحها گرديد . اوست آنكه در روز احُد قريش را قيادت مىكرد ، و در روز خندق رئيس و قائد جيش بود ، و عرب را يكپارچه بر پيغمبر و اصحابش بر مىانگيخت ، و يهوديان را بفريفت تا عهدشان را با پيغمبر و اصحاب او بشكستند . و اوست آن كه براى مقاومت قريش با پيغمبر و كيدشان و مكرشان به وى ، يگانه متفكّر و مدبّر به شمار مىآمد « 2 » ، و بر اين تدبير و تفكير باقى و
هامش
( 1 ) شيخ محمود أبوريَّه در تعليقه آورده است : واقدى پنداشته است كه معاويه در عمرة القضاء مسلمان بوده است . ابن حجر عسقلانى در « اصابه » اين قول را ردّ كرده است بدين كه : اين گفتار ، معارض است با آنچه در روايت صحيح از سعد بن ابى وقّاص به ثبوت رسيده است كه او گفت : دربارهء عمرهء در حجّ ، ما آن را انجام داديم ، و اين مرد در آن روز كافر بود يعنى معاويه . و همچنين واقدى پنداشته است كه معاويه در غزوهء حنين حضور داشته است ، و از غنائم به وى صد شتر و چهل أوقيه دادهاند ، ذهبى اين قضيّه را أيضاً ردّ كرده است و گفته است : واقدى توجّه به كلامش ندارد . مىگويد : اسلام معاويه از قديم بوده است . اگر اين طور بود پس چرا پيغمبر او را از مؤلّفة قلوبهم قرار دادند ؟ و اگر پيغمبر در غزوه حنين به او عطا كرده بودند ، در هنگامى كه او فاطمة دختر قيس را خواستگارى نمود نمىفرمودند : اما معاويه صُعلوك و مسكين است ، مالى ندارد .
( 2 ) آية الله سيّد شرف الدّين در رسالهء خود : « إلى المجمع العلمىّ العربىّ بدمشق » در ص 117 و ص 118 مىگويد : و ليكن دختر ابو سفيان امّ حبيبه كه اسمش رمله مىباشد اسلام آورد و