جهازهاى شتر بدون روپوش و بر روى جَمّازهها و شتران سخت رو و خشن ؟ « 1 »
و چه مىگوئى تو راجع به عبيد الله بن زياد كه به برادران و خواصَّش گفت : دَعُونِى أقْتُلْهُ فَإنَّهُ بَقِيَّةُ هَذَا النَّسْلِ فَأحْسِمُ بِهِ هَذَا الْقَرْنَ ، وَ امِيتُ بِهِ هَذَا الدَّاءَ ، وَ أقْطَعُ بِهِ هَذِهِ الْمَادَّةَ !
« واگذاريد مرا تا على بن الحسين را بكشم ، به جهت آنكه او بقيّه و باقيماندهء از اين نسل است تا با كشتن وى اين شاخ را قطع كنم ، و اين مرض را بميرانم ، و اين مادّه را از بيخ و بن بركنم ! »
أيُّها النَّاس ! شما ما را خبر دهيد كه اين درجهء از قساوت ، و اين مرتبهء از غِلظت پس از آنكه نفوسشان را به كشتن ايشان شفا دادند ، و آنچه را كه مىخواستند بدان نائل گشتند ، دلالت بر چه چيزى مىكند ؟ ! آيا دلالت بر عداوت ، و بَدى رأى ، و حقد و غيظ و كينه و نفاق ، و بر يقين معيوب ، و ايمان خراب مىكند ، يا دلالت بر اخلاص و محبّت پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم ، و بر محافظت او و بر پاكى ساحت از عيوب و بر صحّت سريره و ضمير ! ؟
منع برخى عامّه از لعن يزيد
اگر جريان امر آن طور بوده است كه ما ذكر كرديم البتّه و البتّه از فسق و ضلالت برخاسته است ، و آن أدنى منازل فسق بوده است . فاسِق مَلْعُون است . و كسى كه نهى كند از لَعن مَلْعُون خودش نيز مَلْعُون است . و برخى از تازه به دوران رسيدههاى عصر ما و بدعت گذارندههاى دهر ما گمان كردهاند كه سَبّ كردن واليان زشت
هامش
( 1 ) ابوريّه در تعليقه گويد : به زودى مقدارى از تفصيلات اين جريمهء كبرى را كه در تاريخ اسلامى در تمام مدت عصورش ديده نشده است بيان خواهيم نمود .