بنابراين ، معاويه اوَّلين كسى است كه در ميان امَّت كافر شده است ، و پس از معاويه نبود اين كفر مگر در كسى كه ادّعاى امامت امَّت و خلافت بر امَّت را بنمايد . از اين گذشته ، بسيارى از اهل آن عصر خودشان كافر شدهاند به واسطهء اينكه كفر معاويه را بدين كفريّاتش تكفير نكردهاند .
امَّا جماعتى از متولّدين عصر ما و از بدعت گذاران دهر ما مىگويند : معاويه را سبّ نكنيد زيرا كه او از صحابه است و سبّ معاويه بدعت است ، و كسى كه بغض او را داشته باشد مخالف سنَّت عمل كرده است . ايشان پنداشتهاند كه از جملهء سنَّت ، ترك برائت است از كسى كه انكار سنَّت كند .
جنايات يزيد پليد
افعال يزيد
پس از معاويه بيا و ببين آنچه را كه از يزيد و از عُمَّال يزيد و اهل نصرت او برخاست ، و سپس جنگ مكّه ، و به منجنيق بستن كعبه ، و مباح كردن ناموس و اموال مردم مدينه را بر لشكر ، و كشتن امام حسين عليه السلام با اكثريّت اهل بيت او كه چراغهاى تاريكيها و ستونهاى اسلام بودند ، بعد از آنكه آن حضرت از نزد خودش به وى اطمينان داده بود كه أتباعش متفرّق گردند و خودش به سوى خانه و حرمش مراجعت كند ، و يا به سرزمينى كوچ كند كه كسى احساس وجود او را ننمايد ، يا توقّف كند در محلّى كه او امر مىكند . ولى يزيديان از همهء اين مطالب إبا و امتناع كردند مگر قتل حسين و فرود آمدن در زير حكم و طاعتشان را .
تا اينكه جاحِظ گويد : كَيْفَ نَصْنَعُ بِنَقْرِ الْقَضِيبِ بَيْنَ ثَنِيَّتَىِ الْحُسَيْنِ عليه السلام ، وَ حَمْلِ بَنَاتِ رَسُولِ اللهِ حَوَاسِرَ عَلَى الاقْتَابِ الْعَارِيَةِ وَ الإبِلِ الصِّعَابِ ، وَ الْكَشْفِ عَنْ عَوْرَةِ عَلِىِّ ابْنِ الْحُسَيْنِ عِنْدَ الشَّكِّ فِى بُلُوغِهِ عَلَى أنَّهُمْ انْ وَجَدُوهُ وَ قَدْ أنْبَتَ قَتَلُوهُ ، وَ إنْ لَمْ يَكُنْ أنْبَتَ حَمَلُوهُ ، كَمَا يَصْنَعُ أمِيرُ جَيْشِ الْمُسْلِمِينَ بِذَرارِى الْمُشْرِكينَ .
« ما چگونه مىتوانيم توجيه كنيم نواختن چوب خيزران يزيد را در ميان دندانهاى امام حسين عليه السلام ، و حمل كردن دختران رسول الله را با سر برهنه بر روى