كور باطنى بشر و نسخ حقيقت معنوى قرار گرفته باشد .
3 ) به عقيدهء من شايسته است كه متعلّمان و طلّاب جوان مذهب شيعه ، جريانهاى معنوى مغرب زمين را از آغاز قرون وسطى تا امروز ، يعنى نوشتهها و حقايقى را كه تحت عنوان كلّى مذهب باطنى
Esoterisme
شناخته شده است ، مطالعه نمايند .
به عقيدهء حقير شايسته و مفيد خواهد بود كه در مناظرات و گفتگوهاى آينده منظور « معادشناسى » را مورد مطالعه و تفكّر دقيق قرار داده و به تدقيق آن بپردازيم .
جاى ترديد نيست كه رموز و كنايات و اشاراتى كه در ادبيّات عرفانى براى تبيين حقايق معنوى به كار مىرود همواره در معرض فرسودگى و سقوط قوّهء تبيين قرار گرفته است . ولى تكليف و وظيفهء احياء دائمى آن بر عهدهء مؤمن و مسلمان حقيقى است .
مطلب اين است كه آنچه پير و فرسوده مىشود ارواح آدميان است نه اصل رموز و كنايات و اشاراتى كه مبيِّن و مبشِّر حقيقت است .
* * * تفكّرات فوق از ناحيهء مردى از مغرب زمين تراوش كرده لكن به همين دليل كه از طرف او در مجاورت و از طريق معاشرت با حقايق تشيّع انجام گرفته ، خاصّه از اين بابت كه يك فرد مشتاق و محقِّق مغرب زمين ، حقايق معنوى و بشارتهاى تشيّع را در دل خود جذب كرده و آن را در كورهء ذوق و فلسفهء خود وارد ساخته - بلى از اين بابت خاصّ - مىتواند شاهد مطمئن و با ايمانى نسبت به امكانات و مكنونات زندهء مذهب تشيّع باشد .
من اكنون با كسب اجازه اين سؤال را طرح مىكنم و از شما مىطلبم كه مرا ارشاد كنيد : آيا به نظر شما مذهب تشيّع اماميّه
Dushtisme de Limamisme
بشارتى و حقيقتى براى نجات امروزى جهان بشر دارد يا خير ؟ !