تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
كه هر فرد مؤمنى را بنفسه با شخصيّت امام قرين و همراه بشناسد و سلسله‌اى از جوانمردان معنوى و آئين فتوت از بين رفته را بازيافته باشد ، به شرط آنكه اين حقيقت أخير را با شرائط و امكانات روحى امروز وفق بدهيم . به نظر اينجانب اين رابطهء خصوصى ارواح با امام غائب ، تنها ترياق بر ضدِّ مختلط ساختن حقيقت دين است . حيثيّت امام و اقرار او مانند اصالت حياتش منحصراً معنوى است . و هم اينچنين است توجّه ما به تعليمات ائمّه‌اى كه ظهور كرده و اكنون در عالم معنى زيست مىكنند . مستشرقينى كه مذهب تشيّع را به منزلهء يك مذهب متمركز و استبدادى معرفى كرده‌اند مسلّماً دچار گمراهى و اشتباه عظيم گرديده‌اند ، و اين طرز فكر از مفهوم كليسا و روحانيّت مسيح ، در ذهن آنان به قرينهء فكرى وارد شده است . آنچه بيش از همه چيز جلب توجّه مىكند در نزد عرفاى شيعه مانند « حيدر آملى » تشبيهى است كه بين امام غائب و « فارقليط » و استشهاد او به انجيل يوحَنَّا ( انجيل چهارم ) صورت گرفته ، و هرگز چنين تلاقى فكرى و معنوى بدين وضوح سابقه ندارد . 1 ) بايد عرض و اعلام كنم كه مفهوم فارقليط
Paraclet
به معنى نجات دهنده ، خاصِّ معتقدات مسيحى است كه در حاشيهء كليسا و روحانيّت ، حيات گرفته است . 2 ) مفهوم فوق حاكم بر منظره‌اى از « معادشناسى » است كه مشترك بين مسيحيّون معنوى و معتقدان پاك مذهب تشيّع است . و منظور ما در اين باب حوادثى كه طىّ زمانهاى ممتدّ و قرون متوالى اتّفاق خواهد افتاد ، نيست . بلكه منظور يك مرحلهء بريدگى و قطع و فراقى است با يك دنياى ريائى و كور باطن . مفهوم « معادشناسى » عاملى است كه هر لحظه سمت و جهت به اصطلاح تاريخى را قطع مىكند و از نظر من ، معنى حىّ و زندهء حضور امام غائب است ، به معنى جهت عمودى و صعودى نداى نفى مطلقى است كه در برابر كليّهء مظاهر ريائى و