( ائمهء اطهار ) براى خود تبيين نموده كه نه « حُلُول » است كه « هبوط خداوند » را در تاريخ تجربى در بردارد ، و نه عقايد لا أدْرِيّه كه انسان را با عالمى كه خداوند آن را ترك نموده است ، مواجه مىسازد ، و نه « وحدت بينى انتزاعى اسلام سنِّى » كه بعد بى نهايتى بين خداوند و انسان به وجود مىآورد . وضع فعلى جهان ما را وادار مىنمايد كه بار ديگر دربارهء « صراط مستقيم » بين « تشبيه » و « تعطيل » تفكّر نمائيم .
آنچنان است كه مسائل حقيقت و مفاهيم بسيط متعالى را قبل از آنكه در راهها و جهتهائى كه پيش گفتيم افتاده باشند ، بكر و تازه طرح كنيم . زيرا كه آن حقايق بسيط متعالى پس از انحرافات فوق الذّكر ، موجب در هم شكستن روح بشر امروزى كه ما هستيم گرديده است .
شما سنَّتهاى أوَّليهاى را كه سيماى حقيقى و معنوى حضرت رسول اكرم و ائمهء اطهار در آن رسم شدهاند ، بهتر از من مىشناسيد و درك مىكنيد . اكنون براى شما تجربهء نوين و عميق روحى است اگر آماده باشيد كه آن سيماهاى بكر اوليّه را ، از خلال ادراك يك تفكّر غربى و مسائلى كه براى او در اين باب طرح مىشوند ، باز خوانيد و نظاره كنيد . خاصّه كه اين تفكّر غربى ، آن تصاوير معنوى را همه جا حتى تا سرزمين شرق و روح شرقى كه سرچشمهء آن است ، با خود همراه دارد .
اما اگر مقامات مسؤول « فلسفهء الهى اسلام » خود را در زندان و زنجير افكار متعصّبانه و متحجّر محبوس نمايند و از طرح مسائل جديد امتناع ورزند و نخواهند با شاگرد فلسفهء غرب كه با عشق و علاقهء باطنى بدانها نظر دوخته و در آرزوى حل آن مشكلات تلاش و مجاهدت مىكند ، دمساز شوند ، آن وقت آيا مستوجب هر گونه قضاوتهاى سخت و ناهنجارى كه نسبت بدانها جارى مىشود نخواهند بود ؟
ب ) مفهوم غيبت . اصل و حقيقت « غيبت » هرگز در چهارچوب درخواستهاى دنياى امروز در معرض تفكّر عميق قرار نگرفته است . كاملًا بجاست كه حقيقت مزبور با توجّه خاص به نكتهاى كه توسّط « مفضَّل » اعلام گرديده و مىگويد :
« باب دوازدهم بر اثر غيبت امام دوازدهم در پردهء غيب و نهان مستور گرديده
امام شناسى (فارسى) — صفحة 250
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٥٠