تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
دارد ؟ آيا ممكن است خود را متجدّد سازيم بدون اين كه خود را لعنت نموده باشيم ؟ اگر اين موضوع را در پرتو مسيحيّت معنوى مغرب زمين كه مخالف با مسيحيّت كليساهاست و آنان را اجتماعى نمودن دين مىداند ( مانند سنّت « يواخيم فلورا » و « بوهمه » و « سويد نبورگ » و « استانير » « 1 » مىنگريستيم مىتوانيم بگوئيم كه « خطر لعنت » « مرگ خداوند » بطور واضح از عدم تشخيص بين دين و جامعه و يكى دانستن آنها به وجود مىآيد ، و نه به هيچ وجه از افتراق و امتياز بين آن دو . در اين عصر در مغرب زمين ، شاهد اصرار و پافشارى روز افزونى دربارهء اهميّت « شهادت اجتماعى » هستيم و كاتوليكها قبل از هر چيز و منحصراً از ايمان به كليسا سخن مىرانند و بيدارى دينى را با سياست كليسائى اشتباه مىكنند . به نظر من اين آميختگى بزرگترين خيانت و بىوفائى به معنويّت است . كليسا نيست كه ايمان و حيات ابدى مىبخشد . هر نوع و فرقه‌اى كه آن كليسا باشد . هنگامى كه اين شخصيّت اردنى از تركيب ممتنع سخن به ميان مىآورد ، مىتوان به وى گفت : بلى اين تركيب غير ممكن است . لكن مسأله اين نيست ، و نبايد براى انجام آن كوشش نمود . * * *

پيام جديد معنويت تشيع

3 ) دربارهء پيام جديدى از معنويَّت تشيُّع . به نظر من اين فكر از آنچه كه گذشت سرچشمه مىگيرد . تا در مقابل مفاهيمى كه قبلًا تجزيه و تحليل گرديد و تا حدى كه قادر هستيم شاهد جريان پيدايش آن باشيم ، مىتوانيم كوشش نمائيم تا در مطالب تفكّر شيعه يك مشاهدهء واضح و روش معنوى جستجو نمائيم ، مشاهده‌اى كه بر نااميدى امروزهء بشر تفوّق مىيابد و آن را از ميان بردارد . الف ) پيغمبرشناسى و امام‌شناسى . آنچه تشيّع دربارهء شخصيّت « دوازده امام
هامش
( 1 )etcela de Joachim de Florea Boehime de Sweden borga Steiner -