رياست بر مسلمانان ، و چه در امور شخصيّه و اجتماعيّه از معاملات ، و ردّ و بدلها ، و داد و ستدها ، و أمثال ذلك .
اين است معنى امام در اصطلاح شيعه ، يعنى كسى كه پيشوا و مقتداى عالميان در امور ظاهريّه و باطنيّه ، اجتماعيّه و معنويّهء روحانيّه ، مُلْكيّه و مَلَكوتيّه مىباشد . و خداوند به وى در اثر اختيار عالى و ارادهء انتخابيّهء آن پيشوا در جميع امور چنين مصونيّت و عصمتى را موهبت فرموده است .
اين امامان منحصر در دوازده تن هستند : اوّل آنها امام على بن أبى طالب أمير المؤمنين عليه السلام و آخر آنها امام حجّة بَقيّة الله : محمّد بن الحَسَن العسكرى - عجّل الله تعالى فى فرجه المبارك - مىباشد .
بنابر عقيده و ايمان راسخ شيعه پس از غيبت كبرى آن حضرت حَىّ و زنده است ، و ولايت امور معنوى و مَلَكوتى عوالم در دست اوست ، اما به واسطهء غصب غاصبين خلافت و امامت ، وى فعلًا در پردهء غيبت نهان است تا ظهور كند و متصدّين و مباشرين سلطنت و امارت باطله بر مردم را كنار زند و خود او بر اساس طهارت سِرِّيَّه و عصمت الهيّه و ولايت كبراى حقّهء حقيقيّه ، بر مردم حكومت نمايد . لهذا اين امامان عددشان كه به تعداد نقباء بنى اسرائيل : دوازده نفر است كم و زياد نمىگردد . يازده تا غلط است مثل كسى كه مثلًا امامت را به حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام مختوم بداند ، و سيزده تا نيز غلط است مثل كسى كه غير از حضرت بقيّة الله - أرواحنا فداه - براى خود امامى را بگزيند . البته اين مطلب كه ذكر شد بر اساس مُعْتَقَد و مذهب و اصطلاح شيعه مىباشد ، نه در لغت و استعمال عامّه كه لفظ امامت و امام را براى مطلق پيشوائى كه در امرى از امور جلودار و پيشگام باشد به كار مىبرند . چنان كه در قرآن مجيد آياتى به همين عبارت در معنى مطلق پيشوا و مقتدا وارد شده است مثل آيه :
وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَ