عليه السلام إشراب مىگردد ، بلكه فقه و تفسير و علوم شيعهء سَبعيَّه يعنى هفت اماميّه : إسمعيليه با وجود وفور و كثرتشان از آن حضرت إشراب مىگردد .
كتاب « دَعائم الإسلام » تأليف « قاضى نعمان تَمِيمى مَغْربى » نمونهاى از آن فقه بر اساس روايات امام صادق عليه السلام است .
بنابر اين مذهب جعفرى مذهبى است مشترك ميان طائفهء حقّهء محقّهء شيعهء اثنا عشريّه و طائفهء شيعهء سبعيّهء اسمعيليّه كه مدار مذهبشان را بر عدد هفت بنيان نهاده ، و اسمعيل فرزند امام صادق را كه در زمان حيات آن حضرت بدرود حيات گفت امام هفتم خود مىدانند .
لهذا براى جدائى و تمايز ميان اين دو طائفه ، علماى اعلام لفظ اثنا عشريّه را به دنبال لفظ جعفريّه اضافه كردهاند و گفتهاند : شيعهء جعفريّهء اثنا عشريّه .
معناى امام در شيعه و انحصار آن در ائمّهء اثنا عشر
منظور از اثنا عشريّه افرادى هستند كه به امامت دوازده تن از اهل بيت عليهم السلام مقرّ و معترف بوده ، و آن را دين خود قرار دادهاند . شيعه در برابر اين أئمه متواضع مىباشد . آنان را صاحب ملكهء عصمت مىداند . و در حجيّت كلامشان عِدْل و عَدِيل قرآن كريم : كتاب وحى آسمانى مىداند . و بنابر حديث ثقلين همانند كتاب الله گفتارشان عصمت دارد . افعال و پندارشان عصمت دارد . از ايشان خطا سر نمىزند ، زيرا جواز خطا ملازم سقوط حجيّت اقوال ايشان است . و طبق حديث ثقلين كه آنها را مقرون با كتاب ثابت ابدى غير قابل خطا و غلط شمرده است ، عصمت و أبديّت در گفتار و كردارشان امرى است لازم و غير قابل شبهه .
زيرا در فرض جواز خطا و غلط و اشتباه برايشان ، يا بايد اين خطا و غلط و اشتباه را هم در كتاب الهى جايز بدانيم ، و در اين صورت ملازم با فرض خطا و غلط در وحى خدا و ازليّت و ابديّت اوست ، و اين محال مىباشد . و يا بايد احتمال خطا را از امام سلب كنيم ، و همانند كتاب الله وى را معصوم بدانيم ، و در اين صورت نتيجه ، استقامت و عصمت و برقرارى ايشان در جميع مراحل حيات بدون اندك غلطى و يا مختصر اشتباهى اثبات مىشود چه در امور تبليغيّه و ارشاديه و امارت و