و پسرش امام صادق نشست . و در مدرسهء او حُظوظ و توفيقات مختلفى از جهات متفاوت و علل مختلفى يكى پس از ديگرى روىآور شد تا حدّى كه تعداد شاگردانش بر تعداد شاگردان زمان پدرش فزونى گرفت و شمارهء كسانى كه به سوى او وفود مىكردند و به هدايت و ارشاد او علوم را مىآموختند به هزارها عدد مىرسيد .
و پس از امام صادق نيز ظروف و مقتضيات به همان قساوت و سختى خود برگشت ، و حوادث تلخ و ناگوار بر أئمّه و شيعيانشان با شدَّت روى آورد ، امَّا مذهب شيعه در هر قطرى از أقطار انتشار پيدا كرده بود ، و معالم آن شناخته شده بود ، و اساسهاى آن تركيز يافته بود ، و در اذهان حفظ يافته ، و در كتب تدوين پيدا كرده بود كه در اثر آن ، مردم از زمان امام صادق عليه السلام تا امروز و تا پايان ايام جهان بدان عمل مىكنند .
از اين گذشته ، مذهب اهل البيت تبلور پيدا كرده ، و صورت واقعىاش را به طور جَلى و آشكارا اتّخاذ نموده بود ، شيعه فقه مستقلّ خود را باز يافته بود ، و علماء و راويان و محدّثانشان معروف شدند و آراء خاصّهء آنها در باب توحيد و عدل و عصمت انبياء و شفاعتشان و مسألهء جبر و اختيار مبرهن و مدوَّن شده بود ، و مذهب تشيّع از ساير مذاهب تميّز تامّ و تمام حاصل كرده بود . همچنان كه مذهب معتزله از مذهب أشاعره تميّز يافته بود .
امّا بقيّهء اقوال أئمّهء اطهار : از عصر حضرت امام كاظم تا پايان غيبت صغرى يا تأكيد اقوال امام صادق مىباشد ، و يا متمّم بعضى از اصول مذهب يا فروع آن .
و امَّا رجال شيعه در عصر امام صادق عليه السلام و بعد از آن ، هَمِّشان و اهتمامشان حفظ تعاليم امام صادق بوده است ، و تدوين آنها و دفاع از شبهات متوجّه بر آنها « 1 » .
امروز نه فقط فقه و تفسير و علوم شيعهء اثنا عشريّه از حضرت امام جعفر صادق
هامش
( 1 ) « الشيعة و التّشيّع » ، ص 113 تا ص 118 .