است كه در برابر اين تَيَّار و موج سهمگين ، قيام و دفاع كنند و صحّت عقيده را به ثبوت برسانند ، و پندارهاى مُبْطلين را تباه سازند و أقوال و آرائشان را خراب و معيوب نمايند .
مدرسه حضرت امام صادق عليه السلام اولين مدرسهاى بود كه متوجّه اين خطر گرديد ، و اين مهمّ را مُشْعِر شد ، و سابقترين مكتبى بود كه براى دفاع و برخورد با آن نهضت كرد ، و بر خود فرض و واجب نمود تا از حقّ و اهل حقّ غبار كدورت را بزدايد ، و لواى شريعت اسلام را در اصول و فروع به دوش بكشد ، و در مقابل هر مُهاجم و مُعاندى قيام كند ، و راه شبهه را مَسدود سازد ، و با اعلان كارزارى كه ابداً بوى صلحى در آن مشاهده نمىشود ، در برابر « غُلات » صفآرائى نمايد « 1 » ، و عَلَم جنگ را ضدِّ معتزله ، و متصوّفه ، و مُرجئه ، و خوارج ، و اشاعره برافرازد ، و براى علماء علم كلام كه متصدّى اثبات اصول دين مىباشند ، بسيارى از خطاها و اشتباهاتى را كه در آن واقع گشتهاند تصحيح نمايد .
در ميان آن دسته مخالفين از جهتى و در ميان امام صادق و تلامذهاش از جهتى ، مناظرات و مجادلاتى به وقوع مىپيوست كه غلبه در بحث و ظفر و نصر در آنها با مدرسهء امام صادق بود .
امام صادق عليه السلام با برهان قطعى به اثبات مىرسانيد كه : به همان اندازهاى كه تعاليمشان راه اسلام را مىبندد به همان مقدار از حق فاصله دارد « 2 » روى همين جهت بود كه أنظار اهل عالم به « معلِّم اكبر » متوجّه گرديد ، و مفكِّرين از وى پيروى كردند ، و تشيّع او را به جان پذيرفتند ، و اقوال او را حفظ نمودند ، و در كتب تدوين كردند ، و آن را فاصل و مايز بين حقّ و باطل به اعتبار آوردند ، و جدا كنندهء ميان گفتار
هامش
( 1 ) در تعليقه گويد : و من از صواب دور نمىدانم اگر بگويم : امام صادق عليه السلام مسافت ميان سنَّت و شيعه را با محاربهء با غُلات ، و ابطال بسيارى از اقوال معتزله ، نزديك به هم نمود .
( 2 ) بسيارى از اين مناظرات را در كتاب « احتجاج » طبرسى ، و « بحار » مجلسى و سائر كتب مناقب و فضائل ، خواهى يافت .