قيام به اصلاح خود ، مغتنم دانست . و بناءً على هذا براى أخذ احكام دين و معارف از وى شدِّ رِحال به سوى او كردند .
در هر علم و فَنِّى از حضرت روايت كردهاند همانطور كه كتب شيعه بدان گواهى مىدهد ، و راويان از او انحصار به شيعه نداشتند ، بلكه ساير فرقهها از وى روايت مىنمودند همان طورى كه كتب حديث و رجال از اين مهمّ پرده بر مىدارد . . .
در بحبوحهء طراوت و تازگى اين فَتْرَت ، شيعه دست به انتشار حديث زد ، و به ولاى اهل بيت به طور عَلَن و جهاراً صدا بلند نمود . تعداد شيعيان در نواحى مختلفه رو به فزونى نهاد . امّا همان كه دعائم و پايههاى دولت سلطان منصور برافراشته شد بر امام صادق عليه السلام تنگ گرفت . منصور اراده كرد ريشه را از بن قطع كند تا بدين وسيله شاخهها خود به خود خشك گردند » . « 1 »
امام صادق عليه السلام پاسخگوى مسائل علوم و شبهات
در عصر امام صادق يك حركت فكرى به وجود آمد كه به نهايت درجهء نشاط و انتشارش بالغ گرديد . مقالات غريبهاى به ظهور پيوست ، و امواج هائل أجنبيّهء از اسلام در بين مسلمين منتشر گرديد خصوصاً در ميان جوانانشان در اثر اتّساع و گسترش دائرهء اسلام و كثرت فتوحاتى كه نصيب عرب شده بود ، و غور و اندماج با امَّتهاى عديدهاى كه با ثقافتها و ديانتهاى عرب متباين بود .
« ملحدين » القاء شبهات مىنمودند ، و « مُرجئه » پشت و پناه حُكَّام جور مىشدند ، و « اهل غُلُوّ » با الله خداى دگرى را مدّعى مىگرديدند ، و « خوارج » ، مسلمانان را تكفير مىكردند ، « متصوِّفه » مردم را گمراه مىكردند و خود نمائى به زهد و تقدّسمآبى مىنمودند ، و « مُحَدِّثين » از روى كذب بر رسول خدا اتّهام بسته جعل احاديث مىنمودند ، و « مؤمنين » ايمان تامّ و كامل طلب مىكردند . .
در اين حَيْصوبيص و گيرودار شگفت انگيز ، وظيفهء قائدين و پيشوايان دين آن
هامش
( 1 ) تا اينجا عبارت مرحوم مظفّر است كه در « تاريخ الشّيعة » از طبع منشورات مكتبهء بصيرتى در قم از ص 43 تا ص 45 ذكر نموده است .