اطّلاعاتشان از حدود اطّلاعات بدوىها تجاوز نمىكرد حتّى آن دسته از صابئىها كه موحِّد به شمار مىآمدند اطّلاعاتشان بيش از قبايل صحرا نشين آن دوره نبود ، اما بعد از دورهء جعفر صادق قوم صابئى داراى فرهنگ شد ، و دانشمندانى برجسته در آن قوم بوجود آمدند كه در « طبّ » و « فيزيك » و « شيمى » و « مهندسى » شهرت جهانى پيدا كردند ، و امروز هم ما اسم آنها را در دائرة المعارفها مىخوانيم .
دانشكدهء جعفر صادق سبب شد كه قوم عقب افتادهء صابئى مبدَّل به يك قوم متمدّن شود و از آن جامعهء متمدّن دانشمندان و ادبائى برخيزند كه آثارشان مورد استفادهء دنيا قرار بگيرند و نيز دانشكدهء جعفر صادق سبب شد كه قوم صابئى باقى بماند . قومى كه خود را نمىشناسد و از تاريخ خويش بدون اطّلاع است ، و مردان برجسته و فرهنگ نداشته كه شاخص آن قوم بشوند از بين مىرود .
امَّا قومى كه تاريخ دارد و خود را مىشناسد و مردانى برجسته در دنيا شاخص او شدهاند و فرهنگ دارد از بين نمىرود همان گونه كه صابئيان از بين نرفتند و هنوز موجوديّت دارند ، گرچه شمارهء آنها به قدر گذشته نيست امّا هنوز قسمتى از آنها در همان منطقه كه در قديم محلّ سكونتشان بوده بسر مىبرند .
شيخ ابوالحسن خرقانى هم مثل زمخشرى و عطّار نيشابورى ( و طبيعى است كه عطّار بعد از شيخ ابوالحسن خرقانى آمد ) براى جعفر صادق خيلى قايل به احترام است ، و او را پيشواى عارفان در دنياى اسلامى مىداند .
شيخ ابوالحسن خرقانى را مىتوان يك محقِّق تاريخى هم دانست ، براى اينكه راجع به ريشهء عرفان تحقيق كرده و متوجّه شده كه عرفان در گذشته ، يعنى قبل از اسلام هم در شرق وجود داشته است . « 1 »
بر اساس همين گسترش علوم و وسعت مدرسهء حضرت بوده است كه شيخ أبو زهره مصرى او را در توصيفش برتر از سقراط مىشمرد ، و در أنواع و أقسام علوم ،
هامش
( 1 ) « مغز متفكّر جهان شيعه » ، ص 79 تا ص 83 .