أمْرُ وَصِيَّةِ مُحَمَّدٍ إلَّا إلَى جَعْفَرِ بْنِ مُحمَّدٍ ! وَ اللهِ مَا رَأيْنَاهُ قَطُّ إلَّا هِبْنَاهُ وَ اقْشَعَرَّتْ جُلُودُنَا لِهَيْبَتِهِ « 1 »
« اگر اسلام واقعيّتى داشته باشد ، هر آينه امر وصيّت محمّد منتهى نمىگشت مگر به جعفر بن محمّد و قسم به خدا ما وى را هيچ گاه نديديم مگر آنكه از او ترسيديم و از هيبت او پوستهاى بدنمان به لرزه مىافتاد . »
و اين روايت را به طور اختصار شيخ راوندى در « خرائج و جرائح » نقل كرده است ، و ملّا محسن فيض كاشى در « صافى » ، و ملا عبد على بن جمعه در « نور الثَّقَلين » و مجلسى در « بحار الانوار » از راوندى روايت كردهاند . « 2 »
امام صادق عليه السلام پايه گذار علم عرفان
پايه گذارى علم عرفان در مكتب امام جعفر صادق عليه السلام
در كتاب « مغز متفكّر » همچنين آورده است : وجود عرفان در دروس جعفر صادق عليه السلام قيافهء معنوى او را در نزد ما جالب توجّهتر مىكند و نشان مىدهد كه ذوق جعفر صادق تجلّىهاى گوناگون داشته است .
از قرن دوم هجرى كه عرفان دورهء اسلامى در شرق به وجود آمد تا امروز ، چيزى بود و هست كه از عرصهء تخيّل و انديشه و در خود فرو رفتن تجاوز نمىكرد و نمىكند .
گرچه آثار عرفان در عارف بر اعمال وى پرتو مىاندازد و او را خوش خلق و مهربان و نوع پرور مىنمايد امّا خود عرفان يك سلوك معنوى است و با علوم مادّى
هامش
( 1 ) « احتجاج » طبرسى ، طبع نجف ، ج 2 ، ص 142 و ص 143 .
( 2 ) « خرائج » ، طبع سنگى رحلى ص 242 . و « تفسير صافى » طبع اسلاميه وزيرى ، ج 1 ص 988 و ص 989 در تفسير آيه قل لو اجتمعت ، و « تفسير نور الثقلين » ج 3 ص 220 و ص 221 و در « بحار الانوار » در دو موضع : اول در كتاب « معجزات قرآن » از طبع كمپانى ج 6 ص 246 و از طبع حروفى ج 17 ص 213 و دوم در كتاب « امام جعفر صادق عليه السلام » ، از طبع كمپانى ج 11 ص 137 و از طبع حروفى ج 47 ص 117 .