در آن وقت علم « ميزان جابر بن حَيّان » تنها علم « جَبر و مُقابله » بود كه توانست درجهء « نيروى روحانى » نفس را كه با طباع در هم آميخته مورد نظر قرار دهد ، و آنگاه از طريق عمل كيميا با آزاد كردن اجزاى طبيعت ، روح مخصوص مادّه را آزاد سازد .
3 - گفتيم كه جابر « ميزان حروف » را كاملترين ميزان دانست .
عارفان اسلامى ، نظريّهء عرفان قديم را مبنى بر اينكه چون حروف الفبا اساس آفرينش است پس كلام الهى را مجسّم كرده است ، بسط دادند ( مراجعه شود به ماركو لوگنوستيك « 1 » و مطالبى كه قبلًا راجع به « مغيره » عارف شيعى گفتيم ) .
امام جعفر عليه السلام را همه بالاتّفاق مؤسّس « علم حروف » مىشناسند . عرفاى تسنُّن نيز از آغاز نيمهء دوم قرن سوم هجرى ( نهم ميلادى ) آن را از شيعيان اقتباس كردند . ابن عَرَبى و پيروانش آن را بسى به كار بردهاند . بررسيهاى نظرى كه در أسماء الله نزد اسمعيليان با بررسيهاى نظرى عرفان « يهود » در مورد « يَهْوَه » « 2 » مطابقت دارد .
در رسالهاى كه جابر آن را كتاب « المجيد « 3 » » مىنامد همين « ميزان حروف » بخصوص منظور نظر اوست . رسالهء مذكور با همهء دشوارى فهم آن رابطهء اصول كيمياى او را با عرفان اسمعيلى به بهترين وجهى مكشوف مىسازد و بسا كه راز شخصيت او را به ما باز مىگويد .
اين رساله با رسايى تمام ، ارزش و معنى سه حرف رمزى « عين » ( كه رمزى از امام صامت علىّ ) است و « ميم » ( كه رمز پيغمبر يا ناطق يعنى آورندهء شريعت « محمَّد » صلّى الله عليه و آله و سلّم است ) و « سين » ( رمز سلمان ، حجَّت ) را بيان مىكند .
هامش
( 1 )Marco le gynostique( 2 )Tetragrammeنام خداى يهود كه مركّب از چهار حروف : ياء ، هاء ، واو ، هاء مىباشد كه تركيب آن يهوه ( به سكون هاء ) است اما اين نام ، نامى مقدّس است كه نبايد بر زبان آورد و بجاى آن بايد كلمهء « ادوناى » را بر زبان جارى كرد كه آن نيز نام خداوند است .
( 3 )Livredu Blorieux