تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
آفرينش » منسوب به آپولونيوس « 1 » طيانى « 2 » باشد كه در قرن سوم هجرى ( نهم ميلادى ) مىزيسته است پس به هيچ وجه مسلَّم نيست كه كتاب « راز آفرينش » فرهنگ لغات و اصطلاحات لازم و مطالب مخصوص آن را خود إبداع كرده و از پيشينيان اقتباس نكرده باشد . « 3 » اظهارات ضدّ جابرى أبو سليمان منطقى سجستانى كه از فيلسوفان است ( متوفّى در حدود 371 هجرى و 981 ميلادى ) با يكديگر متناقض است . صريحتر سخن آنكه : به زعم ما در چنين زمينه ( كه بسيارى از كتابهاى آن عصر مفقود شده است ) اهتمام در استنباط و استنتاج مطلبى كه روايت سُنَّتى را نشان مىدهد ، يا روايتى را بيان مىكند كه امرى را آشكار مىسازد ، از ورود در نقد شديد تاريخى كه كاوش كانى بى گوهر است سودمندتر مىباشد « 4 » اگر آنچه را كه از امامان شيعه به ما رسيده است از نظر دور نداريم و ارزش آن را نكاهيم ( در اين گونه موارد احساس مىشود كه در مطالعه و تحقيق تشيّع إهمال شده است ) و اگر به ياد آوريم كه مذهب اسمعيلى بدواً نزد پيروانى كه پيرامون امام اسمعيل پسر امام جعفر بودند تشكيل يافت آنگاه است كه رشته‌هاى ارتباطى جابر با إسمعيليّه و با امام از روزنهء
هامش
( 1 )Apollonios( 2 )Tyane( 3 ) مجريطى كه تقريباً صد و پنجاه سال بعد از جابر بن حيّان مىزيسته است مىگويد : گرچه من بيش از قرنى بعد از جابر زندگى مىكنم اما شاگرد با واسطهء او هستم . او در علوم طبيعى استاد همهء فلاسفهء اسلام بوده است . ( 4 ) مؤلّف اين كتاب گويد : منظور آن است كه : در اين حال كه كتب مفقود شده است اگر ما تمام اهتمام خود را به كار ببنديم تا روايتى را كه سنّت عمليه‌اى را روشن مىكند و يا روايتى را كه در امرى از امور تاريخيه و امثالها مطلبى را براى ما واضح مىسازد استنباط و استنتاج كنيم بهتر است از انتقاد شديد تاريخى و ردّ همچون مردى مثل جابر بن حيّان كه قبل از بحث در روايات واردهء از وى بيائيم و اصل وجودش را انكار نمائيم ، كه انتقاد ما در آن صورت به مثابه حفر كردن معدنى است بدون آنكه در آن گوهرى وجود داشته باشد كه جز زحمت و رنج بيهوده چيزى دستگير نمىشود .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 121 | السيد محمد حسين الطهراني