أبو موسى جابر بن حيان » و همگى مورّخين - به جز برخى از غير مسلمين - اتّفاق دارند بر آنكه وى شاگرد امام جعفر صادق عليه السلام بوده است و بر آنكه از خواصّ متّصلين به او ، و يا تأثُّر او از امام در علم و عقيده بوده است .
و اكثر مورّخين بر آنند كه او بعد از ارتحال امام از شيعيان اسماعيلى گرديد .
جابر در كتاب « الحاصِل » خود گويد : لَيْسَ فِى العَالَمِ شَىْءٌ إلَّا وَ فيهِ مِنْ جَمِيعِ الاشْيَاءِ ، وَ اللهِ لَقَدْ وَ بَّخَنى سَيِّدِى ( يَقْصُدُ الإمَامَ الصَّادِقَ ) عَلَى عَمَلِى فَقَالَ : وَ اللهِ يَا جَابِرُ ! لَوْ لَا أنِّى أعْلَمُ أنَّ هَذَا الْعِلْمَ لَا يَأخُذُهُ عَنْكَ إلَّا مَنْ يَسْتَأهِلُهُ ، و أعْلَمُ عِلْماً يَقِيناً أنَّهُ مِثْلُكَ لَامَرتُكَ بِإبْطَالِ هَذِهِ الْكُتُبِ مِنَ الْعِلْمِ :
« چيزى در عالم نيست مگر آنكه در آن جميع چيزها وجود دارد . و سوگند به خدا كه هر آينه تحقيقاً سيّد و سرور و سالارم ( مقصودش امام صادق است ) مرا بر كردهام توبيخ كرد و گفت : سوگند به خدا اى جابر ! اگر من نمىدانستم كه اين علم را از تو أخذ نمىنمايد مگر كسى كه أهليّت آن را دارا باشد ، و اگر من به علم يقينى نمىدانستم كه او مثل تو مىباشد تحقيقاً تو را امر مىكردم تا اين گونه كتابها از علم را نابود سازى ( و كتاب را باطل و حذف نمائى ) . »
جابر بن حيّان مؤسّس علم شيمى
كتابهاى جابر بن حيَّان كتب رياضى و شيمى بوده است كه أصل و ريشهاش بر علوم رياضى و شيمى در أعصار گذشته سبقت داشته است . گفته شده است : وى علمش را از خالد بن يزيد و سپس از امام صادق عليه السلام گرفته است .
جابر بن حيّان پيوسته و به طور مستمر به امام صادق عليه السلام با گفتارش : سَيِّدِى ( سرور و سالارم ) اشاره مىنموده است و به حقّ او قسم ياد مىكرده است ، و او را براى خويشتن مصدر الهام به حساب مىآورده است .
او در مقدمهء كتابش : « الاحْجَار » گفته است : وَ حَقِّ سَيِّدِى لَوْ لَا أنَّ هَذِهِ الْكُتُبَ بِاسْمِ سَيِّدى - صلوات الله عليه - لَمَا وَصَلْتُ إلَى حَرْفٍ مِنْ ذَلِكَ إلَى الأبَدِ :
« و سوگند به حقِّ سيّد و سرورم ! اگر اين كتابها به اسم سيّد من - كه صلوات خدا بر او باد - نبود من تا أبد الآباد به معنى يك حرف از آن هم نمىتوانستم پى ببرم ! »