و سپس حضرت امام صادق عليه السلام با احتجاج و استدلال از مصنوعات حضرت بارى - جلّ اسمه - از آسمان و زمين و درخت و روئيدنيها و چهار پايان و غيرها و كيفيّت دلالتشان بر بارى تعالى مطلب را كشاندند به اينجا كه : همهء اينها علاماتند بر همان يگانهء صانع واحد ، و ادلّه و آياتى مىباشند بر همان حَكيم قدير و عالم بصير . و بعد از آن شروع كردند در بيان صفات او از لطف ، و عِلم ، و قوَّت ، و سَمع ، و بَصر ، و رَأفَت ، و رَحمت ، و اراده .
بيان مرحوم مظفر دربارهء امام عليه السلام
مظفّر گويد : علّت آنكه من تمام رساله را در اينجا ذكر ننمودم و فقط اشاره به برخى مواضع آن كردم فقط رعايت ايجاز و اختصار بود و گرنه اينكه اين رساله فنونى از علم را علاوه بر قوّت حُجَّت و برهان ، و جودت گفتار و بيان در خود گرد آورده است امرى است مسَلَّم ، و در جميع رساله محور سخن فقط هَليله بوده است كه از ضعيفترين چيزها و كوچكترين آنها در حجم و در منزلت مىباشد . « 1 »
و همچنين شيخ مظفّر گويد : در بيان حضرت ، مواهب مىيابى ، و همچنان كه برخى اوقات در دليل تفصيل مىدهند مانند توحيد مفضَّل و غيره ، برخى اوقات با برهانى موجز در ارائهء برهان با ايفاء به تمام مقصود و مراد ، مطلب را القاء مىنمايند . مثلًا هنگامى كه از وى دليلى بر وجود خالق طلب كردند فرمود : مَا بِالنَّاسِ مِنْ حَاجَة « 2 » « حاجتى كه در ميان افراد بشر موجود است دلالت بر خالق متعال مىكند . »
مظفّر گويد : چه كلمهء مختصر و چه حجّت بزرگى است ! زيرا ما در جميع شئون حيات مردم را چنان مىيابيم كه : پيوسته دنبال حاجت مستمرّهاى مىروند . و اين حاجت دلالت دارد بر وجود مآل و مقصدى كه در حوائجشان بدان مىرسند ، و آن مآل ذاتاً از ايشان مستغنى مىباشد . و آن مآل و مقصد حوائج حتماً بايد واحد باشد
هامش
( 1 ) « الإمام الصّادق » للعلمة ألجليل الشّيخ محمّد الحسين المظفّر رحمه الله ، طبع مؤسّسة النشر الإسلامى ج 1 ، ص 164 تا ص 168 .
( 2 ) « تحف العقول » .