گفت :
لَوْ لَا أنْ تَقُولَ فِيكَ طَوَائِفُ مِنْ امَّتِى مَا قالَتِ النَّصَارَى فِى الْمَسِيحِ ، لَقُلْتُ فِيكَ قَوْلًا لَا تَمُرُّ بِمَلأٍ إلَّا أخَذُوا مِنْ تُرَابِ قَدَمَيْكَ ، يَسْتَشْفُونَ بِهِ !
« اگر طوائفى از امَّت من نمىگفتند دربارهء تو آنچه را كه نصارى دربارهء مسيح مىگويند ، من دربارهء تو سخنى مىگفتم كه از آن پس ، بر جماعتى عبور نمىكردى مگر آنكه خاك دو پايت را مىگرفتند ، و با آن شفا مىطلبيدند ! »
و على عليه السّلام گفت : يَهْلِكُ فِىَّ اثْنَانِ وَ لَا ذَنْبَ لِى : مُحِبٌّ غَالٍ وَ مُبْغِضٌ مُفَرِّطٌ .
« دربارهء من دو گروه هلاك مىگردند بدون آنكه من دخالت در هلاكتشان داشته باشم : دوست و محبّى كه غلوّ مىكند و تمجيد را از حَدّ بدر مىبرد ، و دشمن با عداوتى كه كوتاهى مىكند . »
و به جان خودم سوگند ، اين كلام را على گفت براى آنكه نشان دهد وى راضى نمىباشد به آنچه راجع به او دوست غلو كننده و دشمن كوتاه آمده ، مىگويند . و اگر عيسى بن مريم عليهما السلام ساكت مىنشست از آنچه كه نصارى راجع به وى مىگويند هر آينه خداوند او را عذاب مىنمود .
و ما تحقيقاً مىدانيم : آنچه كه راجع به تو از كلام باطل و سخن بهتان و زور گفته مىشود ، امساك كردن تو از آن و رضايت دادن تو به آن ، موجب سَخَط خداوند دَيَّان خواهد بود . مردم سفله و رذل و پست حجاز ، و افراد كم هويّت و فاقد ارزش چنان مىپندارند كه : تو عالِم و ناموس روزگار هستى ، و حُجَّت معبود و زبان گوياى وى مىباشى ، و صندوق علم او ، و ترازوى قسط و عدل او هستى ! و چراغ تابان او مىباشى كه طالب سعادت به واسطهء آن از عرض و وسعت ظلمت عبور كرده ، و به نور و ضياء خواهد رسيد . و اينكه خداوند از هر عامِلى كه نسبت به ارزش و مقدار تو جاهل باشد در دنيا هيچ عملى را نمىپذيرد ، و براى وى در روز بازپسين ترازو و ميزان عملى را استوار نمىنمايد .
بنابراين تو را منسوب مىدارند به درجهاى كه در حَدِّ تو نيست ، و دربارهات
امام شناسى (فارسى) — صفحة 319
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣١٩