و فىْء را بر شش قسمت نموده است ، و خداى عزّ و جلّ گفته است :
و
ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْكُمْ .
« 1 »
صوفى گفت : به علت آنكه تو مرا منع كردى در حالى كه من ابنالسَّبيل مىباشم ، در راه واماندهام ، و مسكين هستم ، چيزى ندارم و از حَمَلهء قرآن كريم هستم ! « 2 »
مأمون به او گفت : من چگونه به واسطهء اين افسانهسرائيها و أساطير تو ، حَدِّى از حدود خدا و حكمى از احكام او را تعطيل كنم دربارهء دزدى كه سرقت نموده است ؟ !
صوفى گفت : اوَّل ابتداء به خودت كن ، و آن را تطهير نما ، سپس غير خودت را تطهير كن ! اوَّلًا حدِّ خدا را بر خودت جارى نما پس از آن بر غير خودت !
مأمون رو كرد به حضرت امام رضا عليه السّلام و گفت : چه مىگويد ؟ !
حضرت فرمود : او مىگويد : تو دزدى كردهاى تا او دزدى كرده است !
مأمون به شدَّت خشمگين شد و به صوفى گفت : سوگند به خدا دستت را مىبرم !
صوفى گفت : چگونه دستم را مىبرى با وجودى كه تو غلام من هستى ؟ !
هامش
راه واماندگان مىباشد اگر شما اين طور هستيد كه ايمان به خدا آوردهايد و به آنچه كه ما در روز فرقان ( فرق ميان حق و باطل ) در روزى كه دو گروه با هم تلاقى كردند ( غزوهء بدر ) نازل كرديم ايمان آوردهايد ! »
( 1 ) آيه 7 از سورهء 59 : حشر : « و آن بهره و نصيبى را كه خداوند از اهل بلاد و قريهها به پيامبرش مىدهد اختصاص به خدا و به رسول خدا و به اهل قرابت با رسول خدا و يتيمان و مسكينان و در راه واماندگان دارد ، براى آنكه در ميان بىنيازان از شما دست به دست نگردد . »
( 2 ) مراد از يتيمان و مسكينان و در راه واماندگان در آيه خمس و در آيه فىء يتيمان و مسكنيان و در راه واماندگان از آل رسول الله مىباشند به قرينهء الف و لام چرا كه در أمثال اين مواضع عوض از مضاف اليه مىآيد . و مثل اينكه گفته باشد : للّه و لرسوله و لذى قرباه و يتاماهم و مساكينهم و ابن سبيلهم . فعلىهذا حقّى در خسم و فىء براى عامّهء مسلمانان نيست . و آنچه را كه اين مرد صوفى ذكر كرده است بنابر مذهب فقهاء عامّه مىباشد چون مىگويند : براى فقراء مسلمين و أيتام مسلمين و أبناء سبيل مسلمين است نه خصوص آن افراد از آل رسول اكرم صلّى الله عليه و آله .