به كلمهاى از خودش كه نامش مسيح عيسى بن مريم مىباشد ( كه وجيه است در دنيا و آخرت و از مقرّبان خداوند است ) » .
و با تمام همهء اين احوال ، روايت از باب تطبيق مىباشد ( نه از باب تعيين مورد بخصوص ) و دليل بر اين اختلاف روايات وارده در اين مقام است در كيفيّت تطبيق . زيرا در بعضى از روايات است كه : أصل رسول خدا صلّى الله عليه و آله است و فرع آن على عليه السّلام است ، و شاخههاى آن أئمّه عليهم السَّلام هستند و ثمرهء درخت ، علم آنان ، و برگ درخت شيعيان هستند همانطور كه در همين روايت مذكوره ديديم .
و در بعضى وارد است : إنَّ الشَّجَرَةَ رَسُولُ اللهِ ، وَ فَرْعَهَا عَلِىٌّ ، وَ الْغُصْنَ فَاطِمَةُ ، وَ ثَمَرَهَا أوْلَادُهَا ، وَ وَرَقَهَا شِيعَتُنَا . « به درستى كه شجره رسول الله مىباشد ، و فرع شجره على است ، و شاخهاش فاطمه ، و ميوهاش أولاد فاطمه ، و برگهاى شجره شيعيان ما هستند . »
اين روايت را صدوق از جابر از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام روايت نموده است .
و در بعضى وارد است : إنَّ النَّبِىَّ وَ الأئِمَّةَ هُمُ الاصْلُ الثَّابِتُ ، وَ الْفَرْعَ الْوَلَايةُ لِمَنْ دَخَلَ فِيهَا . « به درستى كه پيامبر و أئمّه ، اصل ثابت درخت هستند ، و فرع عبارت است از ولايت براى كسى كه داخل در آن گردد . »
و اين روايت را در « كافى » با اسنادش از محمد حَلَبى از حضرت صادق عليه السّلام آورده است .
و در تفسير « مجمع البيان » أبوالجارود از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت نموده است كه إنَّ هَذَا - يعنى قول خداوند «
كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ
» تا آخر - مثال است براى بنى اميَّه .
و در « تفسير عيّاشى » از عبدالرّحمن بن سالم أشلّ از پدرش از حضرت امام صادق عليه السّلام آمده است كه : «
ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ
» تا پايان دو آيه ، فرموده است : هَذَا مَثَلٌ ضَرَبَهُ اللهُ لِاهْلِ بَيْتِ نَبِيَّهِ صلّى الله عليه و آله و سلّم ، وَ لِمَنْ عَادَاهُمْ هُوَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الارْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَار . « اين كلمهء طيّبه كه مانند