تَلَوُّن آن بدين لَوْن بلكه به معنى بيان و اظهار صبغهء حقيقيّهء اسلام و ابراز رنگ واقعى آن كه تا زمان حضرت از آن پرده برداشته نشده ، و واقعيّت نبوّت كه در ولايت مندمج و مندرج مىباشد بيان نگرديده بوده است . و اين بود علَّت تسميهء مذهب به مذهب جعفرى كه إلى الآن بلكه إلى الأبَد صبغهء حقيقى اسلام توأم با نور عرفان و حقيقت ولايت خواهد بود ، و بدون آن اسلام جز اسمى و جز پوستهاى پوك و درون تهى چيزى نمىباشد .
و امَّا گفتار احمد امين به طورى كه اشاره نموديم كه : أئمّهء اثنا عشر شيعه چون داراى قدرت نشدند ، لهذا ادّعاى عصمت بر آنان مضحك نمىباشد ، به خلاف بنى اميّه و بنى عباس كه اين ادّعا براى آنان خندهآور است ، و لهذا احدى از آنها ادّعاى عصمت نكرد ، « 1 » پوچ و واهى است . أئمّهء شيعه با كمال قدرت و نهايت امكانات ، در راه باطل حركت ننمودند و از حقّ تجاوز نكردند .
نجابت و سيادت خوى ذاتى اهل بيت بوده است
اصولًا نجابت و اصالت و سيادت و كرامت و بزرگوارى و فتوّت و مردانگى در خاندان اهل بيت مِن صغيرِهم و كبيرِهم مشهود بوده است . آنها گرچه همگى بشر بودهاند ولى اين فلز غير از ساير فلزّات است . از زن و مرد ، و عامى و عالمشان صفات ارزنده ظهور داشته است .
ما براى نمونه در اينجا يك قضيّه از محمد پسر زَيد پسر حضرت امام ساجدين على بن الحسين - عليهما الصّلاة و السّلام - براى شما نقل مىكنيم كه در فَرْط قدرت و امكانات و در اوج استيلاء بر دشمن خونخوار و مهلك چگونه راه انصاف و فتوّت را در پيش گرفت ، و از حقّ تجاوز ننمود ، و برادر را بجاى برادر نكشت ، و از پسر بى گناه به جرم گناه پدر قصاص نكرد .
بزرگوارى محمد بن زيد در حق فرزند هشام اموى
سيِّد عليخان مدنى كبير در شرح صحيفهء سجّاديّه گويد : و اما محمد بن زيد كه كنيهاش ابو جعفر است ، و مادرش امِّ ولدى بود سِنْدِيّه ، و او كوچكترين فرزندان
هامش
( 1 ) « ضحى الإسلام » ج 3 ص 231 و ص 232 .