تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 615

مساهمون:

ص٦١٥
محدِّث قمّى ، محمد را كوچك‌ترين پسران زيد محسوب داشته است و گفته است : وى فضلى بسيار و نَبالتى به كمال داشت ، و قصّه‌اى از فتوّت و جوانمردى او معروف است كه داعى كبير آن را براى سادات و علويّين نقل كرده كه آن را سرمشق خود قرار داده و به آن طريق رفتار نمايند ، و ما آن قصّه را در ص 181 « منتهى الآمال » در ذكر اولاد حضرت امام حسن عليه السّلام نگارش داديم . « 1 » أقول : آن دستور العمل و سرمشق از برادر داعى كبير مىباشد نه از خود او . و توضيح آن است كه خود ايشان ترجمهء حال داعى كبير امير حسن بن زيد بن محمد بن اسمعيل بن حسن بن زيد بن الحسن بن على بن أبى طالب عليه السّلام را مفصّلًا ذكر كرده است كه در سال دويست و پنجاه و دوم هجرى بر طبرستان استيلا يافت و بيست سال سلطنت كرد . و پس از او برادرش محمد بن زيد الحسنى بر جاى او مستولى گرديد . تا آنكه گويد :

نمونه‌هاى اصالت در محمد بن زيد علوى

محمد بن زيد در علم و فضل فَحْلى و در سَماحت و شجاعت مردى بزرگ بود . علماء و شعراء جنابش را مَلْجأ و مَناص مىدانستند ، و قانون او بود كه در پايان هر سال بيت المال را نگران مىشد آنچه افزون از مخارج بجاى مانده بود بر قريش و انصار و فقهاء و قاريان و ديگر مردم بخش مىكرد و حبّه‌اى بجاى نمىگذاشت . چنان اتّفاق افتاد كه در سالى چون ابتدا كرد به عطاى بنى عَبد مَناف و از عطاى بنى هاشم فراغت جست ، طبقهء ديگر از عبد مَناف را پيش خواند . مردى به جهت
هامش
مىگردد به همين محمد بن زيد مذكور . زيرا من على بن احمد بن محمد معصوم بن احمد بن ابراهيم بن سلام الله بن مسعود بن محمد بن منصور بن محمد بن ابراهيم بن محمد بن اسحق بن على بن عربشاه بن امير أنْبَه ابن أميرى بن حسن بن حسين بن على بن زيد الاعثم بن على بن محمد بن على أبى الحسن نقيب نصيبين ابن جعفر بن احمد السّكّين ابن جعفر بن محمد بن زيد الشّهيد بن على بن الحسين بن على بن أبى طالب أمير المؤمنين صلوات الله عليهم أجمعين مىباشم :اولئكَ آبَائى فجِئنى بمثلهم * إذا جَمَعَتْنا يا جَرِيرُ المَجامِعُ( 1 ) « منتهى الآمال » ، طبع رحلى علميّهء اسلاميّه ، ج 2 ص 46 .