مىدهد و نيز خلايق را امر به سفاهت و فحشاء مىنمايد ، و ما مسلمين به قضا و مقدّرات او راضى نيستيم ، و او مردم را بر اصل خلقت و صفتى كه خودش با دست خودش در ايشان ايجاد كرده است عذاب مىكند ، بلكه كفر و شرك را خود خدا در مردم ايجاد و خلقت كرده است و پس از آن آنان را بر آن عقاب مىكند ، و خداوند در خلايق خود اقسام رنگها و بلندى و كوتاهى را مىآفريند و سپس آنها را بر آن عذاب مىنمايد ؟ !
و آيا سزاوار آن است كه به او بگوييم : در دين ما مسلمانان خداوند مردم را در امورى كه از طاقتشان بيرون است يا قدرت بر آن را ندارند تكليف نمىكند ، يا آنكه بگوئيم : خداوند مردم را در ما فوق طاقتشان تكليف مىنمايد ، و آنان را بر ترك آنچه كه بدان قدرت ندارند عذاب مىكند ؟ !
و آيا سزاوار آن است كه به او بگوئيم : خداوند اعمال زشت را ناپسند دارد و آنها را نمىخواهد و دوست ندارد و بدان رضايت نمىدهد ، يا آنكه بگوئيم : او دوست دارد كه مورد سَبّ و شَتْم قرار گيرد ، و به انواع معاصى او را معصيت كنند ، و ناپسند دارد وى را مدح نمايند و اطاعتش را بكنند ، و مردم را به عذاب اندازد بر طبق خواستههاى خودش نه بر طبق خواستههاى مردم كه مورد كراهت او مىباشد ؟ !
و آيا سزاوار آن است كه به او بگوئيم : خداوند با چيزى از موجودات مشابهت ندارد ، و آن احكامى كه بر اشياء جارى مىگردد بر وى جارى نمىگردد ، يا آنكه بگوئيم : او شباهت با مخلوقات خود دارد ؟ !
و آيا سزاوار آن است كه به او بگوئيم : خداوند مىداند ، و قدرت دارد ، و زنده مىگرداند ، و به ذات خود ادراك مىكند ، يا آنكه بگوئيم : خداوند ادراك نمىكند ، و زنده نمىگرداند ، و قدرت ندارد ، و علم ندارد مگر به ذوات قديمه كه اگر آنها نبودند قادر نبود ، و عالم نبود ، و غير ذلك از صفات را دارا نبود ؟ !
و آيا سزاوار آن است كه به او بگوئيم : خداوند به مخلوقات خود امر و نهى نمود در وقتى كه آنها را آفريد ، يا آنكه بگوئيم : خداوند در قديم أزلى ، و بعد از فناء ابدى
امام شناسى (فارسى) — صفحة 561
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٥٦١