قبح آن شرمم مىآيد كه بيان كنم ) و از چگونگى و كيفيّت غير آن دو هر چه مىخواهيد بپرسيد ! »
داود معتقد است كه : معبود او جسم است ، گوشت و خون دارد ، جوارح و اعضاء دارد ، و در طوفان نوح به قدرى گريست تا دو چشمش متورّم و رَمَددار شد ، و هنگامى كه چشمان او آسيب ديدند ملائكه به عيادتش آمدند .
بنابر آنچه ذكر شد شخص عاقل مقلّد بايد از خودش انصاف دهد كه : آيا بر او جايز است كه از أمثال اين جماعت تقليد كند ؟ ! و آيا عقل وى به او اجازه مىدهد در تصديق اين مقالات كاذبه و اعتقادات فاسده ؟ ! و آيا نفس او وثوق پيدا مىكند كه انظار اين جماعت به راستى و درستى به چيزى برسد و آن را ادراك نمايد ؟ !
خداوند تعالى در جَهَت ، واقع نمىباشد
بحث چهارم : در آنكه خداوند تعالى در جهتى بخصوصها نيست .
تمامى عقلاى جهان برآنند كه خداوند در جهتى از جهات نيست به خلاف كَرّامِيَّه « 1 » كه مىگويند : خداوند تعالى در جهت فوق قرار دارد . و نفهميدهاند كه : حكم ضرورى اقتضا دارد بر آنكه هر موجودى كه در جهتى باشد ، يا بايد در آنجا درنگ كند و يا از آنجا حركت كند . بنابراين مُنفكّ از حوادث ( درنگ يا حركت ) نمىباشد و هر چه از حوادث انفكاك نپذيرد ، بنا بر اساس برهان پيشين ، خود او حادث خواهد
هامش
( 1 ) و در تعليقه آورده است كرّاميّه ، اصحاب ابو عبد الله محمد بن كرّام هستند تعدادشان به دوازده فرقه رسيده است ( « الفرق بين الفرق » ص 131 ، و « ملل و نحل » ج 1 ص 108 ) ابو الحسن اشعرى رئيس اشاعره داراى مذهب كرّاميّه بوده است و براى خداوند متعال اثبات فوقيّت كرده است ( « الإبانة فى اصول الدّيانة » ص 36 تا ص 55 ) و فرقهء وهابيّه أيضاً آن مذهب را اخذ كردهاند و مقتدايشان ابن تيميّه چنين بوده است . ( « رسالة العقيدة الحمويّة » ج 1 ص 429 تدوين ابن تيميّه و « الهدية السّنيّة » ص 97 و رسالهء پنجم از آن ص 105 تدوين عبد اللطيف نوادهء محمد بن عبد الوهاب )