« البتّه در آينده امَّت من بر هفتاد و اندى فرقه متفرّق مىگردند . آن قومى فتنهاش بر امَّت من عظيمتر است كه امور را به قياس به دست مىآورند ، بنابراين حلال را حرام و حرام را حلال مىنمايند . »
و من واقف شدهام بر كتابهاى علماى عترت پيامبرشان ، و ايشان اجماع دارند بر تحريم عمل به قياس . و اخبار اين مردمانى كه داراى مذاهب اربعه مىباشند و در كتب صحاحشان ضبط نمودهاند ، شهادت مىدهد بر آنكه : عترت پيغمبرشان تا روز قيامت با كتاب پروردگارشان مخالفتى ندارند . از اين گذشته ، در اخبار متظاهرهاى علماء اسلام ، منع عمل به قياس و رأى را روايت كردهاند .
ابو بكر عمل به رأى و قياس را جايز نمىدانست
از آن جمله است آنچه كه از ابو بكر روايت نمودهاند كه گفت :
أىُّ سَمَاءٍ تُظِلُّنِى وَ أىُّ أرْضٍ تُقِلُّنِى إذَا قُلْتُ فِى كِتَابِ اللهِ بِرَأيى ؟
« كدام آسمان است كه بر من سايه افكند ، و كدام زمين است كه مرا بر روى خود حمل كند اگر من در كتاب خدا با رأى خودم سخن گويم ؟ ! »
هامش
بدعتهاى عامّه إباحهء نبيذ است با مشاركت آن با خمر در إسكار ، دربارهء خوردن نبيذ و وضو گرفتن با آن و ديگر جواز نماز خواندن در پوست سگ ، و سجده كردن بر قطعهء عذرهء خشك شده . ( در اينجا علامه داستان نماز قفّال مروزى را بر فقه ابو حنيفه نزد سلطان محمود به طور اختصار بيان مىكند و پس از آن مىگويد : ) و حنفيها مباح مىدانند اگر غاصِب ، صفت شىء مغصوب را تغيير دهد . و گفتهاند : اگر دزدى داخل خانهاى شود كه در آن گندم و آسيا و حيوان براى آسيا كردن باشد ، و گندم صاحبخانه را با آن آسيا و آن حيوان آرد كند ، مالك آرد مىگردد . و اگر مالك بيايد و با اين دزد نزاع كند ظالم خواهد بود و دزد مظلوم است و اگر با هم مقاتله كنند و مالك كشته شود خونش هدر مىباشد و اگر دزد كشته شود شهيد است . و همچنين اگر شخص زناكار ، گواهان بر زنا را تكذيب كند حدّ بر او واجب مىگردد و اگر تصديق كند حدّ ساقط مىشود بنابراين با وجود اقرار و بيّنه حدّ را ساقط كردهاند . و اين طرز عمل ، وسيلهء راه يا بى براى اسقاط حدود خداوند متعال مىباشد چرا كه هر كس كه زنا كرده است اگر شهود بر زنا را تصديق كند حدّ از وى ساقط مىشود . و ديگر مباح بودن خوردن گوشت سگ و مباح بودن لهويّات و اسباب آن مانند شطرنج و غناء و غير ذلك از مسائلى كه اين مختصر گنجايش بيان آن را ندارد .