ايمانآورنده به رسول خدا بود .
( تا مىرسد به اينجا كه گويد : ) صاحبان علوم همگى به وى انتساب دارند . فقهاء اربعه به او رجوع مىكنند . أمَّا الإمام أبوحنيفه وى شاگرد جعفر بن محمد الباقر بن على زين العابدين بن الحسين بن على بن أبى طالب عليه السّلام مىباشد .
و امَّا الإمام الشَّافعى وى دروس خود را نزد محمد بن حسن شيبانى شاگرد أبوحنيفه خوانده است ، و أيضاً نزد مالك بن أنَس خوانده است . پس فقه او به امام صادق بر مىگردد .
و امَّا الإمام مالِك وى دروسش را نزد دو نفر خوانده است :
يكى رَبيعة الرَّأى شاگرد عِكْرِمَه كه او شاگرد ابن عباس و او شاگرد على عليه السّلام است . و ديگرى جعفر بن محمد الصادق عليهما السلام .
و أمّا الإمام احمد وى دروسش را نزد شافعى خوانده است ، پس فقهش به حضرت منتهى مىشود .
اشعار شافعى در ولاء اهل البيت
شافعى داراى اشعارى بس فاخر است ، و أبياتى در معانى و مقامات مختلف دارد كه مقدارى از آن را صاحب « وفيات » ذكر كرده است . از جمله اين ابيات اوست كه أجود اشعارش محسوب است :
يَا رَبِّ ! أعْضَاءُ الْوُضُوءِ عِتْقُهَا * من فَضْلِكَ الْوَافِى وَ أنْتَ الْوَاقِى 1
وَ الْعِتْقُ يَسْرِى فِى الْغِنَى يَا ذَا الْغِنَى * فَامْنُنْ عَلَى الْفَانِى بِعِتْقِ الْبَاقِى 2
1 - « اى پروردگار من ! تو از فضل و كرم سرشارت ، اجزاء بدنم را كه محلّ وضو مىباشد از آتش جهنم آزاد كردى ! و حقّاً تنها تو هستى كه نگهدارنده و حفظ كننده مىباشى !
2 - و قاعدهء آزادى و عتق اگر به بعضى از اجزاء تحقّق گيرد ، درباره آزادكنندگان غَنى و مالدار آن است كه : سرايت مىكند و تمام اجزاء را فرا مىگيرد ، پس اى خداى غَنى و متمكّن ، بر اين بندهء فانى منّت گذار و عتق و آزادى را در بقيّهء اجزاء و جوارحش سرايت بده ، و جملهء بدنش را آزاد كن ! »