امَّا عائشه كه خود را داراى رأى و فتوى مىدانست ، مىخواهد به مثابه پيامبر - عِيَاذاً بِالله - رأى و حكم دهد . و اگر پيامبر به وى اعتراض كند : چرا تو چنين كردى ؟ ! فوراً بگويد : براى آنكه تو در مورد سهله و سالم چنان كردى !
بارى ، باز خدا را شكر كه عائشه در رضاع پنج بار را كافى مىدانست ، و اگر بنا بود بنابر حكم حقّ در نزد شيعهء اماميّه كه رِضاع حتماً بايد ده بار يا پانزده بار متوالى از پستان صورت گيرد عمل مىنمود ، ديگر تقاضامندان ديدار و ملاقات با خلوت او طبعاً چند برابر مىشدند ، چرا كه ده و پانزده بار بايد به روى پستانهاى امّ كلثوم خواهر او ، و يا خواهر زادهء او بيفتند ، و به قدرى شير بمكند كه درونشان پر شود و يا گوشتشان فربه و استخوانشان محكم گردد .
بالجمله اينك كه قدرى از أطوار و اعمال و فتاواى دو عالم رئيس و مقتداى عامّه مطّلع شديم سزاوار است عنان خامه را قدرى به سوى دو امام دگرشان منعطف داريم :
شرح حال محمد بن ادريس شافعى
بحث در پيرامون محمد بن ادريس شافِعى قُرَشى مُطَّلِبى
بحّاثهء عليم سيد محمد باقر موسوى خوانسارى در كتاب « روضات » خود آورده است كه :
« السّيّد المشكور و المُقْتَدَى المشهور فى مذهب الجمهور محمد بن ادريس
« ابن العبّاس بن عثمان بن الشَّافِع بن السّائب بن عُبَيد بن عَبد يزيد بن
« هاشم بن المطّلب بن عبد مناف القرشى المطّلبى « المشتهر بالإمام الشَّافعى » .
صاحب « قاموس » در نسب وى گويد : بنى شافع از بنى مطّلب بن عبد مَناف هستند . از ايشان است امام شافعى . و نسب او را امام رافعى به نظم در آورده است و گفته است :
مُحمّدْ إدريسٌ عَبَّاسْ و مَنْ * بعْدَهُمْ عُثمانُ بْنُ شَافِعْ