و در خانهء آنها به مقام رشد و كمال از زمان طفوليّت تا بلوغ و بعد از آن رسيده بود . و اعراب جاهلى مانند بسيارى از ملل غير مسلمان بلكه مسلمان فعلى كه به احكام آشنائى ندارند ، با پسر خواندهء خود معاملهء پسر حقيقى مىكنند . بدين معنى كه عيناً مانند يكى از محارم خود مىشمارند . با بدن نيمه عريان نزد او مىروند ، و بوسه مىكنند و او را در آغوش مىگيرند به طورى كه وقتى مىخواهند به پسر خوانده و يا دختر خوانده بگويند : تو واقعاً فرزند ما نمىباشى ، او وحشت مىكند و ضربه مىخورد . و اگر مادر پسر خوانده در وقت بلوغ او از وى حجاب گيرد و در پرده رود او را دهشت و اضطراب در مىگيرد كه چه قضيّهاى رخ داده است ؟ !
لهذا از اوّل بايد پسران و يا دخترانى را كه در منزل غير والدين حقيقى خودشان رشد مىكنند كم كم و به تدريج حالى كنند كه : پسر خوانده پسر نيست . شناسنامهء وى به نام اين پدر و مادر حرام و باطل است تا اينكه هم مردم از نگهدارى أطفال بى سرپرست محروم نباشند و بدين فيض نائل گردند ، و هم آن اطفال در رديف فرزندان واقعى اينها درنيايند .
سالم پسر خواندهء ابوحذيفه ، وقتى پسر خوانده بود كه حكم قرآن بر رفع آن نازل نگرديده بود . فلهذا او با سَهله و أبوحذيفه رفتار با پدر و مادر را مىكرد ، و پدر و مادر هم همين طور . عيناً به مثابهء يك نفر محرم . در آن وضعيّت كه چه بسا سالم سهله را مىبوسيد ، و چون مادر در آغوش مىگرفت ، شير دادن از پستان به او زياد مستبعد و مستهجن نبوده است . فلهذا پيامبر مىفرمايد : مىدانم كه بزرگ است ولى معذلك شير بده !
اين امر اختصاصى مولوى نبوى است براى رَفْع حَرَج و ضيق و ناراحتى كه براى أبوحذيفه حاصل شده بود بعد از نزول قرآن به رفع پسر خواندگى . و بنابراين نمىتوان در ساير پسر خواندگان جارى كرد ، چون اختصاص به مورد دارد . و از طرف دگر به طريق أوْلى نمىتوان در مردان أجنبى جارى كرد همانطور كه ساير زنان پيامبر فهميدند و به عائشه اعتراض كردند .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 479
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٤٧٩