تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
علماء مذاهب اربعه برخاستند و متفرّق گرديدند و يك هفتهء تمام از منزلهايشان بيرون نيامدند ، و اگر بيرون مىآمدند جماعت مردم بر انكارشان مىافزودند . و پس از آن با همدگر قرار دادند و اجتماع نمودند كه در مدرسهء « مُسْتَنْصِرِيَّه » حضور بهم رسانند . و همگى حاضر گرديدند ، و من هم در برابرشان نشستم و بدانها گفتم : من يكى از علماى رافضيان را مىخواهم پيدا كنم تا شما با او مناظره نمائيد ، و در مذهب او با وى بحث كنيد ! آيا امكان دارد يكى از آنان را بياوريد ؟ ! جميع علماء گفتند : اى يُوحَنَّا ! رافِضَه جماعتى بسيار اندك و غير قابل اعتنا هستند ، و قدرت مناظره و بحث در ميان مسلمين را ندارند به جهت اندك بودنشان و كثرت مخالفانشان . ايشان اصولًا در محافل حضور بهم نمىرسانند تا چه رسد به آنكه قدرت داشته باشند در مذهبشان بحثى به عمل آرند . رافضيان از جهت تعداد نفرات ، كمترين آحاد مردمند ، و از جهت قدر و منزلت ، پست‌ترين گروه آنان . يوحَنَّا گفت : اما اين گفتارتان كه : از جهت مقدار ، كمترين و مخالفانشان أكثريّت مردم هستند ، اين مدح و ستايشى مىباشد نسبت به آنها . چون خداوند تعالى ، قليل
هامش
مالك بن انس - تا آخر گفتارش . و سيد مرتضى در « الفصول المختارة » كه تقريرات درس شيخ مفيد است مىفرمايد . . . . و ليكن شناعت بر گفتار ايشان است كه مسح بر خفّين را قائلند با وجود آنكه خفّين ( دو كفش انسان ) نه از اجزاى بدن انسانند و نه از جوارح او ، و أبداً نسبتى ميان خفّين و ميان أبعاض و اجزاى بدن انسان نمىباشد جز آنكه آنها مانند ساير ملبوسات هستند . و قرآن بر ضد گفتار آنان ناطق است چرا كه صريح قرآن آن است كه : بايد طهارت را بر خود عضو قرار داد نه بر غير آن . راجع به اين مسأله امام صادق عليه السلام مىفرمايد : إذا ردّ الله كُلَّ إهابٍ إلى موضعه ، ذهبتْ طهارة هؤلاء . « هنگامى كه خداوند هر پوست چرمين را به اصل و جاى خود برگرداند در آن وقت طهارت آن جماعت كه بر پوست چرم مسح كرده‌اند به كلّى از ميان مىرود . » يعنى طهارت نواصب كه بر پوست شتر و گاو و گوسفند مسح مىكنند ، در حالى كه خود ناصبيان روايت مىكنند از عائشه كه گفت : اگر دو پاى مرا با تيغ قطع كنند در نزد من بهتر از آن است كه من بر كفشهايم مسح نمايم . و نيز از ابو هريره روايت مىكنند كه مىگفت : براى من تفاوتى ندارد كه بر كفش خودم مسح كنم يا بر پشت الاغى كه در بيابان است .