تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
آن جوان نفت فروش مات و مبهوت شد و پنداشت : اين شيخ با اين حالِ التماس و استكانت مىخواهد با وى فعل قبيحى انجام دهد . فرياد برداشت اى مردم بيائيد ! اين مرد مىخواهد بر بام مسجد با من فعل شنيع انجام دهد ! و جماعتى از نفت فروشان به سطح بام مسجد آمدند ، و آن شيخ را كتك مفصّل زدند ، و وى را حضور حاكم ببردند . حاكم او را محبوس نمود تا فردا به كارشان بپردازد . علماء حنابله از قضيّه مطّلع گشتند و به نزد حاكم آمدند ، و سوگند به خداوند ياد كردند كه : اين شيخ زاهد اصولًا دربارهء وى چنين عمل زشتى گمان نمىرود . او پنداشته است : جوان خداى اوست ، و خواسته است پاهايش را ببوسد . فَقَبَّحَ اللهُ مَذْهَبَكَ يَا حَنْبَلِىُّ . در اين حال علماى حنفى و شافعى و مالكى و حنبلى همه به جان هم افتادند ، سرهايشان را بلند كردند ، و صداهايشان بالا رفت ، و هر يك شروع كردند قبائح مذهب ديگرى را برشمردن تا جائى كه تمام حاضران از اين صحنه ملول گرديدند و عامّهء مردم شروع كردند به انتقاد . يُوحَنَّا مىگويد : من گفتم : يك قدرى آرام‌تر و ملايم‌تر بوده باشيد ! من از اين اعتقادهاى شما نفرت كردم . اگر اسلام اين باشد فَيَا وَيْلَاه وَ يَا سَوْأتَاه ! و ليكن من شما را قسم مىدهم به « الله » آن خدائى كه جز او خدائى نيست اينكه اين بحث را اينك قطع كنيد و برويد زيرا اين قوم حضّار جميع گفتار و مباحثات شما را انكار كردند و ناروا دانستند . « 1 »
هامش
( 1 ) يكى از ايرادهاى شيعه بر عامّه مسألهء مَسْح بر خُفَّين است . زيرا ايشان به جاى مسح كشيدن روى پاها در خاتمهء وضوء ، روى كفشها و چكمه‌هاى خود مسح مىكشند . و اين خلاف عمل به قرآن است كه مىفرمايد :وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ. در كتاب « بداية المجتهد » حافظ ابو الوليد محمد بن احمد ابن رشد قرطبى در ج 1 ص 16 در اين باره گويد : در جواز مسح بر خفّين سه قول است : اول قول مشهور كه جائز است به طور مطلق و جمهور فقهاى شهرها اين قول را گرفته‌اند . و قول دوم : جواز آن در سفر ، نه در حضر . و قول سوم : عدم جواز آن به طور اطلاق ، و اين قول شاذّترين اقوال است . و أقاويل ثلاثه مروى است از صدر اول و از
امام شناسى (فارسى) — صفحة 456 | السيد محمد حسين الطهراني