باشد . و روى هم رفته مذهب أبوحنيفه در ميان اين مذاهب از همه أنسب است و نسبت به حقّ أقْيَس و بر موازين أشبه است ، و به سنَّت پيغمبر بيشتر مطابقت دارد ، و عزيزترين مذهب است نزد مردم ، چرا كه اكثر برگزيدگان امَّت بلكه سلاطينشان آن را برگزيدهاند . اگر تو نجات مىطلبى آن را برگزين !
يوحنّا مىگويد : امام شافعيّه به وى بانگ سختى زد به طورى كه من پنداشتم ميان عالم شافعى و حنفى منازعاتى موجود است . و گفت : ساكت شو ! اگر سخن گوئى گفتارت همه دروغ است ، و به دروغ متّهم نمودن و نسبت دادن ! تو كجا و تميز ميان مذاهب و مجتهدين كجا ؟ !
وَيْلَكَ ثَكِلَتْكَ امُّكَ ! « اى واى بر تو ! مادرت در سوكت بنشيند و بگريد ! » آيا تو بر أقوال أبو حنيفه واقف هستى ؟ ! آيا به آنچه كه طبق رأيش قياس نموده است مطّلع مىباشى ؟ ! آن كس كه صاحب رأى مىباشد اجتهاد در مقابل نَصّ مىكند ، و آن را با استحسان در دين خداى تعالى مىآرايد ، و بدان عمل مىكند تا به جائى كه رأى وى او را در وَهْن و سستى مىكشاند ، و فتوى مىدهد كه :
1 - اگر مردى در دورترين نقاط كشور هندوستان ، دختر باكرهاى را در كشور روم براى خود به عقد شرعى درآورد . پس از آن ، بعد از سپرى شدن چندين سال عديده به نزد او بيايد و وى را آبستن بيابد و در برابر آن زن نيز چند كودك حركت كنند ، و به آن زن بگويد : اين اطفال از آنِ كيستند ؟ ! زن بگويد : همگى اولاد تو مىباشند ، پس مرد از دست زن شكايت به نزد قاضى حنفى برد و قاضى حكم كند كه : اين اولاد همگى اولاد اين مرد مىباشند و از صُلْب او هستند و ظاهراً و باطناً به او ملحق مىگردند ، آن مرد از ايشان ارث مىبرد و ايشان هم از اين مرد ارث مىبرند . اين مرد مدّعى و مجازات طلب به قاضى مىگويد : اين چگونه معقول است ؟ ! و من ابداً مقاربت با چنين زنى ننمودهام ! قاضى مىگويد : امكان دارد تو در خواب مُحْتلم شده باشى ، و جريانِ باد مَنىِ تو را در ميان قطعهء پنبهاى آورده باشد ، و در فرج اين زن نهاده باشد و آبستن شده باشد .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 445
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٤٤٥