تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
از فتاوى معلوم و مشهود شود . او مىگويد : و براى من شگفت‌آور و خوشايند است كه مقدارى از كتاب يوحنَّاى يهودى را بيان كنم . او پس از ذكر اختلافات در مذاهب و أديان و اوَّلين شبهه كه واضعش شيطان بوده است ، و آخرين شبهه كه واضعش عمر بن خطّاب و همقطاران او مىباشند ، بدين عبارت گفتارى دارد :

مباحثهء يوحنّا با علماى عامّه

يُوحَنَّا مىگويد : چون من اين اختلافات را در بزرگان صحابه : آنان كه نامشان با رسول خدا در بالاى منابر برده مىشود نگريستم ، اين امر بر من گران آمد ، و همّ و غمّ مرا فرو گرفت ، و نزديك بود در دين خودم ( كه تازه اسلام آورده بودم ) به فتنه و امتحانى مبتلا گردم . لهذا عازم بغداد كه در آن ايَّام قُبَّة الإسلام بود شدم تا با علماى مسلمين در بحث فرو روم تا حق را دريابم و پيروى نمايم . هنگامى كه در بغداد با علماى مذاهب أربعه اجتماع كردم به آنان گفتم : من مردى اهل ذمّه بودم و خداوند تبارك و تعالى مرا به دين اسلام هدايت فرمود و اسلام را برگزيده‌ام ، و الآن حضور شما آمده‌ام تا معالم دين و شرايع اسلام را از شما تقبّل نمايم ! عالم بزرگ ايشان كه حَنَفى بود گفت : اى يوحَنّا مذاهب اسلام چهار تاست ، تو براى خودت هر كدام را كه مىخواهى برگزين ، و پس از آن شروع كن در آنچه مىخواهى بگوئى . من گفتم : من مىبينم مذاهب با يكديگر اختلاف دارند و مىدانم حقّ در ميانشان يكى است شما آن را كه حقّ اعتقاد داريد و مىدانيد پيامبرتان بر آن بوده است براى من اختيار كنيد ! سپس عالم حنفى گفت : ما آن حقّى را كه پيامبرمان بر آن بوده است نمىدانيم . فقط همين قدر مىدانيم : طريقهء پيغمبر ما از اين فرقه‌هاى اسلاميّه بيرون نمىباشد ، و هر يك از اين چهار مذهب ما مىگويند : آن مُحِقّ است ، و ليكن امكان دارد كه آن مُبْطِل باشد ، و غير از آن مىگويد : آن مذهب مُبْطِل است و امكان دارد كه مُحِقّ بوده