با نبيذ خرما وضو گرفت . و چون فصل ، فصل تابستان بود ، پشهها و مگسها گردش گرد آمدند . در اين حال احرام نماز را به فارسى گفت ، و خواند : « دُو بَرگ سَبْز » كه ترجمهء مُدْهَآمَّتانَ مىباشد . سپس مانند منقار زدن خروس بر زمين دو بار سر خود را بر زمين زد بدون فاصله ، و بدون ركوع ، و بدون تشهّد . و در پايان بادى صدا دار از دُبُرش بيرون آورد و گفت : اين است نماز ابوحنيفه .
سلطان امر كرد تا مرد بصيرى از ما « 1 » در كتب او تفحّص به عمل آورد ، و نماز أبوحنيفه را از كتابهايش تعيين نمايد . آن مرد چنان يافت كه قَفَّال درست مىگويد ، و نماز آنچنانى نزد أبوحنيفه صحيح است . بنابراين از مذهب حَنَفى به مذهب شافعى برگشت . « 2 »
هامش
( 1 ) در تعليقه گويد : در « وفيات » گويد : سلطان امر كرد كه تا مرد نصرانى نويسندهاى هر دو مذهب را تحقيق كند .
( 2 ) اين داستان را بتمامه و كماله در « وفيات » از همين طبع مذكور ج 5 در ضمن احوال محمود بن سُبُكتِكين : شمارهء 713 ، در ص 180 و ص 181 مفصّلتر از آنچه مُصَنِّف ما صاحب « روضات » از وى نقل كرده است آورده است . و گويا صاحب « روضات » تلخيص آن را ذكر نموده است . در « وفيات » اين طور آمده است : امام الحَرَمين ابو المعالى عبد الملِك جوينى در كتابش : « مُغيث الخلق فى اختيار الاحقّ » ذكر كرده است : سلطان محمود بر مذهب ابو حنيفه بود . . . و اهل علم در برابر او حديث را در حالى كه او استماع مىكرد و مىشنيدند . . . پس در دلش شكى افتاد كه كداميك صحيح مىباشد . . . بنابراين اتّفاق كردند كه در مقابل او دو ركعت نماز بر مذهب حنفى و بر مذهب شافعى بخوانند تا سلطان نظر كند و پس از تفكّر ، آن را كه أحسن است اختيار نمايد . قَفَّال مروزى با يك طهارت كامل و شرائط معتبره از طهارت و ساتر و استقبال قبله و با بجا آوردن اركان و هيئات و سنن و آداب و فرائض بر وجه كمال و تمام نمازى را انجام داد و گفت : اين است نمازى كه شافعى غير از آن را جائز نمىشمرد ، و پس از آن دو ركعت نماز گزارد موافق نمازى كه ابو حنيفه جائز مىداند بدين ترتيب كه پوست سگ دباغى شدهاى را پوشيد و رُبْعِ آن را به نجاست آلوده كرد . . . و با نبيذ خرما وضو گرفت و اين كار در وسط تابستان و در بيابان بود و پشهها و مگسها . . . و وضوئى كه گرفت معكوس بود ( يعنى آب را از چانه به پيشانى برد ، و از سر دست به مرفق رسانيد ) و احرام نماز بست بدون نيّت در وضوء . . . تا آخر آنچه كه صاحب « روضات » نقل كرده است . در اين حال قفّال گفت : أيَّها السّلطان ! اين است نماز ابو حنيفه ! سلطان