و همچنين اگر زنى را استيجار نمايد براى رختشوئى ، يا نان پزى ، و يا چيزهاى مشابه آن ، و سپس با آن زن آميزش كند و زن حامله گردد ، مطلب از اين قرار است : حدّ نمىخورد و طفل از آنِ اوست .
و اگر مردى بر آلت خود پارچهء حريرى ببندد ، و سپس آن را در فرج زنى داخل كند ، زناكار نمىباشد و حَدّ بر وى واجب نمىگردد ، و ليكن با سخن تند بايد وى را منع كرد .
و مىگويد : اگر مردى با پسر بچهاى لواط كند و در او داخل نمايد ، حَدّ بر او واجب نمىگردد ، و ليكن بايد او را منع كنند .
و مىگويد : شرب نَبِيذ مُسْكِر ، حلال و بدون شبهه مىباشد ، و آن سنّت است ، و حرام دانستنش بدعت است - تمام شد كلام سيد مرتضى رحمةالله .
و از يوسف بن أسباط نقل است كه گفت : ابو حنيفه گفت : اگر رسول خدا مرا دريابد ، در بسيارى از أقوال قول مرا مأخوذ مىدارد . « 1 »
و ابن مهدى در « مجالس » خود آورده است كه : أبو حنيفه با مُسَاوِر شرب خمر مىكردند . پس از اين به عيب گوئى مساور پرداخت . مساور به او نوشت :
إنْ كَانَ فِقْهُكَ لَا تَتِمُّ بِغَيْرِ شَتْمِى وَ انْتِقَاصِى * فَاقْعُدْ وَ قُمْ بِى حَيْثُ شِئْتَ مِنَ الأدَانِى وَ الاقَاصِى 1
فَلَطَالَمَا زَكَّيْتَنِى وَ أنَا الْمُقِيمُ عَلَى الْمَعَاصِى * أيَّامَ تُعْطِينِى مُدَامِى فِى أبَارِيقَ الرَّصَاصِ 2
1 - « اگر فقاهت تو كمال نمىپذيرد به غير از شتم و سبّ من ، و به غير از ناقص و پست شمردن من ! پس هر كار از دستت بر مىآيد بكن ، مرا بر زمين بكوب ، و مرا استوار بدار در نزد هر كس كه بخواهى از مردمان نزديك و آشنا ، و از مردمان دور و
هامش
( 1 ) اين روايت را خطيب در تاريخ بغداد ج 13 ص 401 از يوسف بن اسباط با يك سند به لفظ : لو أدركنى رسولُ الله صلّى الله عليه و آله و سلّم و أدركته لَأخذ بكثير من قولى ؛ و در ص 407 با سند ديگر و ذيلى آورده است كه : و هل الدينُ إلّا الرأى الحسن ؟ !