تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
در شكم مادر بماند و در شهر ربيع الاوّل سنهء يكصد و هفتاد و نه از دنيا رفت و هشتاد و چهار سال عمر نمود - انتهى . و در « تاريخ گزيده » آورده است : او اوّل امام سنّت بود و سه سال در رحم مادر بماند ، و عمرش هشتاد سال و در سنهء يكصد و هفتاد و نُه بمرد ، و در بقيع مدفون گرديد . « 1 » و من مىگويم : بعداً در ترجمهء احوال أبوحنيفه خواهد آمد كه علّت طول توقّفش در اين مدّت خارج از عادت چه بوده است ؟ ! پس انشاء الله بايد ملاحظه شود . « 2 » ! و ابن جوزى بنابر نقل از وى در كتاب « شُذُورُ الْعُقُود » گويد : در سنهء يكصد و چهل و هفت به جهت فتوائى كه طبق غرض سلاطين نبود داده بود ، هفتاد ضربه تازيانه خورد . از حافظ ابو عبدالله حميدى حكايت شده است كه قَعْنَبى گفت : من داخل شدم بر مالك بن أنس در مرضى كه در آن وفات يافت ، و بر او سلام كردم و پس از آن نشستم و ديدم كه وى گريه مىكند . به او گفتم : اى أبا عبد الله سبب گريه‌ات چيست ؟ !
هامش
( 1 ) « تاريخ گزيده » ص 625 و ص 626 . ( 2 ) در اينجا بر صاحب « روضات » اشتباهى رخ داده است و مالك را در اين مزيّت با شافعى خلط نموده است . چرا كه آنچه را بعداً در احوال ابو حنيفه ذكر كرده است تأخّر ولادت شافعى مىباشد كه به جهت حيا از عظمت قياسات و آراء ابوحنيفه ، پنج سال در شكم مادر بماند و در سنهء يكصد و پنجاه كه ابو حنيفه بمرد وى متولّد گرديد . و اما دربارهء مالك چنين نيست ، در اينجا مناسب است همان توجيهى را كه صاحب « روضات » دربارهء شافعى و علّت تطويل حمل مادرش ذكر كرده است در اينجا ذكر كنيم . چون او مىگويد : اگر عامّه خودشان را زود راحت مىكردند و مىگفتند : شافعى پسر همسايهء پدر اوست از اين تكلّفات و تعسّفات مىجستند و خود را خلاص مىكردند . آن توجيه بعينه دربارهء مالك كه سه سال در شكم مادرش بماند نيز جارى است زيرا طبق ادّلهء علميّه و طبّيّه و روايات وارده از اهل بيت عليهم‌السّلام أقلً مدت حمل شش ماه و اكثر آن يك‌سال مىباشد . در اين صورت علت وجهت تأخر حمل پنج سال و يا سه سال را فقط بايد از والده پرسيد .