تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
مالك گفته است : هر مردى كه من از او علم را أخذ نمودم از دنيا نرفت مگر آنكه نزد من آمد و از من استفتاء نمود . تا آنكه گويد : و شافعى گفته است : محمد بن حسن به من گفت : كدام يك از آن دو نفر أعلم هستند ؟ ! صاحب ما يا صاحب شما ؟ ! يعنى أبوحنيفه و مالك . من به وى گفتم : آيا از باب انصاف مىخواهى پاسخ دهم ؟ ! گفت : بلى ! من گفتم : من با حضور و استشهاد خدا با تو سخن مىگويم كه : أعلم به قرآن كيست ؟ ! صاحب ما و يا صاحب شما ؟ ! گفت : بار پروردگارا ! صاحب شما ! من گفتم : من با حضور و استشهاد خدا با تو سخن مىگويم كه : أعلم به سنَّت كيست ؟ ! صاحب ما و يا صاحب شما ؟ ! گفت : بار پروردگارا ! صاحب شما ! « 1 » من گفتم : من با حضور و استشهاد خدا با تو سخن مىگويم كه : أعلم به گفتارها و قولهاى رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم از اصحاب متقدّمين او كيست ؟ ! صاحب ما و يا صاحب شما ! گفت : بار پروردگارا ! صاحب شما ! شافعى گفت : بنابراين چيزى باقى نمىماند مگر قياس . و قياس هم نمىباشد مگر بر اين چيزها ! پس بر چه چيز قياس مىكنى ؟ ! تا آنكه ابن خَلَّكان مىگويد : ولادت مالك سنهء نود و پنج هجرى بود كه سه سال
هامش
( 1 ) از جمله فتاواى مالك ، جواز آب خوردن يا شير آشاميدن از ظرفى است كه سگ در آن دهان زده باشد ، و جواز وضو با اين آب در صورت اضطرار با كراهت ، در كتاب « المدوّنة الكبرى » تصنيف مالك بن انس به روايت سحنون بن سعيد تنوخى از عبد الرحمن بن قاسم عَتقى از طبع مطبعة السَّعادة سنهء 1323 هجريّه قمريّه در ج 1 ص 6 آورده است : قاسم گويد : مالك گفت : باكى نيست اگر نيازمند شدى به سؤر سگى كه به لباس مردى اصابت كرده است . و ابن شهاب گفت : باكى نيست براى تو اگر مضطرّ شدى به سؤر كلب كه با آن وضو بگيرى ! و در ج 1 ص 7 گويد : حَدَث كردن رو به قبلهء از بول و غائط در منازل اشكال ندارد و مالك گفته است : حديثى كه در اين باب آمده است : لا تستقبل القبلة لبولٍ و لغائطٍ مراد از آن در بيابانهاست و مقصود از آن قراء و شهرها نمىباشد . . . . . گفتم : آيا مالك مكروه مىدارد استقبال قبله و استدبار آن را براى بول و غائط در فيافى أرض ( بيابانهاى هموار ) ؟ گفت : آرى ! استقبال و استدبار داراى يك حكم مىباشد !
امام شناسى (فارسى) — صفحة 386 | السيد محمد حسين الطهراني