خارج مىكردند محافظت مىنمود ، همچنان كه تلامذهاش را گرامى مىداشت .
بلكه پيشوا براى تسكين و عدم سخت گيرى و آرامشى شد كه خصائص اهل مدينه در آن يُسر و سهولت ، متمثّل و متحقّق مىباشد ، و در دگر وقت عنوانى براى علم شمرده گرديد . و چون با اهل سُلطه مخاصمه مىنمود فقط از جهت نزاهت علمى مخاصمه مىكرد . در منهج او اجتماع كامل به واقع و حقيقت بود . و در روش و رويّهاش عمل كسب براى جلب روزى تا اينكه محتاج به احدى نگردد . اينها تماماً اقتداى كامل وى را به امام صادق عليه السّلام حكايت مىنمايد .
و بر منهاج امام صادق عليه السّلام بر طبق رويّهء فقهاى عراق در گفتارشان : أ رَأيْتَ أ رَأيْتَ جارى و سارى نمىگرديد ، يعنى به فرضهاى ساختگى و تخيّلى و پيشواز نمودن از حوادث ، و اظهار و إبداء رأى و نظريّه در آنچه كه هنوز حادث نگرديده است خود را سرگرم نمىنمود . به خلاف اهل عراق كه خصومشان ايشان را به أرَأيْتِيِّين ( جماعت اگر و مگر گويان ) نام نهادند .
و از رضايت امام عليه السّلام به اين تلميذ آن است كه : حضرت اشاره مىكند به حلقهء مالك بروند : عنوان بصرى روايت كرده است كه : وى در نزد امام جعفر صادق عليه السّلام تعلّم مىنمود . چون امام از مدينه غيبت فرمود ، در مدّت دو سال به حضور مالك بن انس تردّد و رفت و آمد مىكرد ، سپس كه امام به مدينه بازگشت نمود ، عنوان هم به حضور امام بازگشت نمود . امام در اينجا او را نصيحت مىكند كه به مجلس مالك برود . « 1 »
هامش
( 1 ) در اينجا گويا بر مؤلّف محترم خطائى رخ داده است و چنين فهميده است كه : حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام عنوان بصرى را به مالك بن أنس ارجاع دادهاند . در صورتى كه چنين نيست و حضرت چون نخواستهاند عنوان را نزد خود بپذيرند فرمودهاند : برو نزد مالك چنان كه سابق بر اين مىرفتى ! عبارت حديث اين طور است : . . . . عن عنوان البصرى - و كان شيخاً كبيراً قد أتى عليه أربع و تسعون سنة - قال : كنت أختلف الى مالك بن أنس سنين فلمّا قدم جعفر الصادق عليه السلام المدينة اختلفت اليه و أحببت أن آخذ عنه كما أخذت عن مالك . فقال لى يوماً : انّى رجلٌ مطلوبٌ و