تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
او از علماء و عُبَّاد و زُهَّادى بود كه از خداوند خشيت داشتند ، و من هيچ گاه او را نديدم مگر آنكه بر مىخاست و بالش را از زير خود بر مىداشت و در زير من مىگذاشت . مالك در گفتارى دگر مىافزايد : وى كثير الحديث ، خوش مجلس ، و كثير الفائدة بود . چون مىگفت : قَالَ رَسُولُ الله گاهى رنگ سيمايش سبز مىشد ، و گاهى زرد ، تا به جائى كه كسانى كه او را مىشناختند ديگر نمىشناختند . من با وى در سالى حجّ بجاى آوردم ، همين كه در وقت احرام راحله‌اش قرار گرفت ، هر چه خواست تلبيه بگويد صدا در گلويش مىگرفت ، و نزديك بود از شتر به زير افتد . من عرض كردم : يَا بْنَ رَسُولِ اللهِ ! مگر واجب نيست كه بالأخره بگوئى ؟ ! گفت : كَيْفَ أجْرَأُ أنْ أقُولَ : لَبَّيْكَ ، وَ أخْشَى أنْ يَقُولَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ : لَا لَبَّيْكَ وَ لَا سَعْدَيْكَ ! « چگونه من جرأت نمايم كه لبّيك را به زبان آورم در حالى كه مىترسم از آنكه خداوند عزّ و جلّ بگويد : نه لَبَّيْك و نه سَعْدَيْك ! » در اينجاست كه به ما خاطرنشان مىسازد آنچه را كه جدّش زين العابدين در اين مقام بجاى آورده است . و بر أثر تعليم امام بوده است كه چون مالك نام پيامبر را مىبرد رنگش زرد مىشد ، و چون جليسانش از وى مىپرسيدند ، مىگفت : اگر شما مىديديد آنچه را كه من ديده‌ام ، منكر نمىشمرديد آنچه را كه مشاهده نموده ايد ! و براى ايشان حال ابْنِ مُنْكَدِر « 1 » و سپس حال جعفر را بيان مىكرد .
هامش
( 1 ) در تعليقه آورده است : محمد بن منكدر از بنى تيم قبيلهء ابو بكر مىباشد كه مرگش در سنهء 130 واقع گشت . وى از چشمه‌هاى صدق در مدينه و از اشياخ مالك است . بنى تيم در مدينه به رقّت و ورع معروفند و أجداد امام جعفر به شمار مىآيند . ابن منكدر از احدى حديث را نمىپرسيد مگر آنكه مىگريست . و مالك مىگفت : چون من در خودم قساوتى بيابم به نزد ابن منكدر مىروم و به وى نظر مىكنم و تا چند روز نَفْسَم برايم مبغوض مىگردد . ابن منكدر مىگويد : « من با نفس خودم چهل سال كلنجار رفتم تا استقامت يافت » . از بنى منكدر سه برادر از فقهاء محسوب‌اند : محمد ، و ابو بكر ، و عمر ، پسران منكدر .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 375 | السيد محمد حسين الطهراني