وى كه خود در اصول و فروع ، امامان اهل سنَّت به شمار مىروند ، گسترش دهيم :
مستشار عبد الحليم جندى در تحت عنوان التَّلَامِيذُ الأئمَّةُ « شاگردان حضرت كه خود امامان اصول و فروع بودهاند » آورده است :
سفيان ثَوْرى امام عصر در وَرَع و سُنَن و فقه براى كافّهء اهل عراق ، از تلاميذ حضرت بوده است . وى در مواقف برخوردهايش با خليفه ، مقاومتهائى دارد كه انسان از ذكر آنها ملول و خسته نمىگردد . و غير از سفيان بسيارى از واردين و متنعّمين از مجلس امام همانند سفيان از جهت مكانت و منزلت هستند : از ايشان است عَمْرو بن عُبَيد كه بر دست وى فرقهء معتزله نشأت يافت . و ديگر أبوحنيفه ، و محمد بن عبد الرّحمن بن أبى ليلى همرديف و همقطار أبو حنيفه ، و ديگر امام مدينه : مالك بن أنَس .
ابو حنيفه امام أعظم اهل سنَّت مىباشد ، و مالك بزرگترين كسى است كه شافعى علوم خود را از او تلقّى كرده است ، و طولانىترين دورهء درس را نزد وى گذرانده است ، و شافعى استاد و شيخ احمد بن حَنْبَل است .
و همانند آنان محدِّثينى بس عظيم بودهاند ، مثل يحيى بن سعيد محدّث مدينه ، و ابن جُرَيْح و ابن عُيَيْنَه دو نفر محدّث مكّه . و ابن عُيَيْنَه در حديث معلّم اوَّل شافعى به حساب مىآيد .
اينك سزاوار است وصف مكانت آنان را نسبت به امام از زبان خودشان بشنويم كه در ضمن ، وصف مجالس علمى حضرت هم دستگير مىشود :
شاگردى مالك در محضر امام صادق عليه السّلام
مالك بن أنَس مىگويد : من پيوسته جعفر بن محمد را مىديدم كه بسيار اهل مزاح و تبسّم بود . چون نام پيغمبر در نزدش برده مىشد از عظمت او رنگش سبز و يا زرد مىگرديد .
من مدّتى به حضورش رفت و آمد داشتم . نديدم او را مگر به سه حالت : يا در حال نماز بود ، و يا در حال قيام ، و يا در حال قرائت قرآن . و نديدم او را كه از رسول الله حديث كند مگر با حال طهارت . و أبداً دربارهء مطالب غير مفيده لب نمىگشود .